{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابرها مثل من در کوچه پس کوچه های شهر سرگردانند.

ابرها مثل من در کوچه پس کوچه های شهر سرگردانند.
باران میبارد و من غرق در زیر قطره های بارانم ، دستهایم را بر
روی گونه ام گذاشته ام تا کسی نفهمد که گریانم.
با دلهره از کوچه ها میگذرم ، نمیخواهم کسی بفهمد که در جستجوی یارم.
چه آرام میبارد باران بر تن نا آرامم ، چه زیبا میریزد اشکهایم
همراه با قطره های باران . چه سخت میسوزد تن خسته ام ،
به خدا مثل یک پرنده با بالهای شکسته ام.
کسی نمیداند که همراه با خود یک قلب شکسته دارم ،
دیدگاه ها (۱)

شب که از قند لبت بوسه غزل می دزدمطعم گل میدهد انگار عسل میدز...

نازک کنی دو ابروی خود را چه میکنی؟چون خنجری که بر دلم آماده ...

باز هم صبح فرا رسید صبحی بهتر از صبح های دیگر, زیرا ...

دیگه اشکامو بهت نشون نمیدم جای نقاشیاتو تکون نمیدمدیگه وقتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط