شب که از قند لبت بوسه غزل می دزدم
شب که از قند لبت بوسه غزل می دزدم
طعم گل میدهد انگار عسل میدزدم
خواب دیدم که تو در بستر خوابم مستی
من از آغوش تو بسیار بغل میدزدم
دزدی از قند لبت گر که بفمهند خطاست
میکنم در لب خود قند تو حل میدزدم
دزد عطر تو نسیم است و دل این مردم
ومنم آنکه زدزدان محل میدزدم
درتنم هست دوتاقله سوزان مذاب
راه خاموشی اش ازاوج قلل می دزدم
قامتت نیست به جزماذنه خلوت عشق
ومن ازشوکت آن خیرعمل میدزدم
ای که درزیروبم شهرغزل پنهانی
من توراگرشده ازبین گسل میدزدم
مرگ اگرعشق تراازدل من بردارد
هرچه داردبه خدابسپارد...
طعم گل میدهد انگار عسل میدزدم
خواب دیدم که تو در بستر خوابم مستی
من از آغوش تو بسیار بغل میدزدم
دزدی از قند لبت گر که بفمهند خطاست
میکنم در لب خود قند تو حل میدزدم
دزد عطر تو نسیم است و دل این مردم
ومنم آنکه زدزدان محل میدزدم
درتنم هست دوتاقله سوزان مذاب
راه خاموشی اش ازاوج قلل می دزدم
قامتت نیست به جزماذنه خلوت عشق
ومن ازشوکت آن خیرعمل میدزدم
ای که درزیروبم شهرغزل پنهانی
من توراگرشده ازبین گسل میدزدم
مرگ اگرعشق تراازدل من بردارد
هرچه داردبه خدابسپارد...
- ۱.۳k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط