پاییز رسیده ست و هوا با تو بهاری ست
پاییز رسیده ست و هوا با تو بهاری ست
می خندی و در حنجره ی باغ قناری ست
.
باید به توانم برساند به تماشات
این شهر که با خنده ی تو آینه کاری ست
.
همراه من از شوق صدایت تلفن هم
مشغول نفسگیرترین لحظه شماری ست
.
طغیان کند از سد ترک خورده ی هر شال
رودی که سر دوش تو بی واهمه جاری ست
.
زیبایی و زیبایی تو حرف ندارد
آنقدر که در هرچه در اطراف تو ساری ست
.
دارایی من جمع شده روی لبانت
کم داشتن خنده ی تو عین نداری ست
.
گفتی که بزرگ است خدا... آه خدا هم
از یمن حضور تو پی شکرگزاری ست
.
#امیراکبرزاده
می خندی و در حنجره ی باغ قناری ست
.
باید به توانم برساند به تماشات
این شهر که با خنده ی تو آینه کاری ست
.
همراه من از شوق صدایت تلفن هم
مشغول نفسگیرترین لحظه شماری ست
.
طغیان کند از سد ترک خورده ی هر شال
رودی که سر دوش تو بی واهمه جاری ست
.
زیبایی و زیبایی تو حرف ندارد
آنقدر که در هرچه در اطراف تو ساری ست
.
دارایی من جمع شده روی لبانت
کم داشتن خنده ی تو عین نداری ست
.
گفتی که بزرگ است خدا... آه خدا هم
از یمن حضور تو پی شکرگزاری ست
.
#امیراکبرزاده
- ۹۲۱
- ۰۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط