{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با داداشم حکم بازی میکردیم؛

با داداشم حکم بازی میکردیم؛
من بُردم؛ داد زدم گفتم :
ایول دیگه حاکم منم...
بابام شنید؛

بابام یه هفتست که
شب میخواد بخوابه،
میاد کنارم میگه :
اعلا‌حضرت خدمه وقت استراحتشون
فرا رسیده؛
رخصت میدهید ؟...
دیدگاه ها (۱۷)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

KIM V

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

[{وقتی به بچت حسودی میکنه}]

تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه ؟ منم گفتم ...

--- سریال ملکه شب قسمت ششم --- عزیز به سلین میگه به جهنم خوش...

--- خلاصه قسمت نهم سریال ملکه شب --- مردی که رفته بودن کارتا...

#زندگی_پر_معناP11اون گفت.... داریم میریم خونه ی دایی اینا زن...

تو شبكه يك يارو گفت: "اگر پول داشتم داف مدل ۵۴ مو عوض میکردم...

قسمته یک رمانه آوازه زیره آبامشب عروسی داداشم بود...از صبحه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط