{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ
ₚₐᵣₜ⁵¹

.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝


آب دهنمو قورت دادم و گفتم:
ا/ت: درمورد تحقیقم باهاش حرف میزدم.
این موچ گیری غيرقابل پیش بینی بود، جوری ترسیده بودم که حتی نمیتونستم جوابش رو محکم بدم.
جلوتر اومد و کنار تختم ایستاد، بهم یه نگاه انداخت و خم شد و گوشی رو از کنارم برداشت، محکم گفتم:
ا/ت: حق نداری به وسایل شخصیم دست بزنی.
پوزخندی زد:
جونگ کوک: چرا نمیتونم؟!.
ا/ت: درکش براتون سخته که اون یه وسیله ی شخصیه؟!.
ابروهاش رو بالا انداخت و گفت:
جونگ کوک: شاید میترسی به چیزای مهمی دست پيدا کنم.
چشمام توی نگاه گستاخش بود.
دستش که گوشیم رو گرفته بود تکون داد و مثلا میخواست مچم رو بگيره.
جونگ کوک: بین تو و تهیونگ چيزی هست؟!.
دستم رو به سمتش دراز کردم:
ا/ت: گوشیمو بده، تو حق نداری با من اینجوری حرف بزنی.
جونگ کوک: میخوای مشخصش کنم؟!.
زبونم بند اومده بود و نمیدونستم چی بگم، ادامه داد:
جونگ کوک: مثلا ربط گاه و بی گاه تهیونگ روی زن عموش.....
" زن عموش" رو با پوزخند گفت تا خواست به گوشیم نگاه کنه اونو ازش گرفتم.
ا/ت: از اتاقم برو بیرون.
چیزی نگفت و با پوزخند دیگه ای به سمت در رفت.
دیدگاه ها (۰)

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ⁵².⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ⁵³.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ⁵⁰.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ⁴⁹.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Love in the dark①⑧چانهی: جانما/ت: الو داداش چانهی: جان چیشده...

love in the dark④③اشک تو چشمام پر شده بود با دیدن این عکس ها...

Love in the dark④⑤یک ماه بعد کوک: ممنون عزیزم شام خیلی خوشمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط