هَـميشه بـآيد کَسـی باشدکـــه مــَعنی سه نقطه ی انتهای جم
هَـميشه بـآيد کَسـی باشدکـــه مــَعنی سه نقطه ی انتهای جملههایت را بفهمد
هَـميشه بـآيد کسـی باشد تا بُغضهايت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد
بـآيد کسی باشدکـــه وقتي صدایت لرزید بفهمد که اگر سکوت کردی، بفهمد...
کسی بـآشدکـــه اگر بهانهگيـر شدی بفهمد
کسی بـآشدکـــه اگر سردرد را بهـآنه آوردی برای رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتيآج داری
بفهمد کـــه درد داری
کـــه زندگی درد دارد
بفهمد کـــه دلت برای چيزهای کوچکش تنگ شده است بفهمد کـــه دِلت برای قَدم زدن زيرِ باران... برای بوسیدنش...برای يك آغوشِ گَرم تنگ شده است
هميشه بايد کسی باشد هميشه...
هَـميشه بـآيد کسـی باشد تا بُغضهايت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد
بـآيد کسی باشدکـــه وقتي صدایت لرزید بفهمد که اگر سکوت کردی، بفهمد...
کسی بـآشدکـــه اگر بهانهگيـر شدی بفهمد
کسی بـآشدکـــه اگر سردرد را بهـآنه آوردی برای رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتيآج داری
بفهمد کـــه درد داری
کـــه زندگی درد دارد
بفهمد کـــه دلت برای چيزهای کوچکش تنگ شده است بفهمد کـــه دِلت برای قَدم زدن زيرِ باران... برای بوسیدنش...برای يك آغوشِ گَرم تنگ شده است
هميشه بايد کسی باشد هميشه...
- ۷۳۶
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط