{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب رویایی

شب رویایی
پارت ۵۳


کیونگ می رو رویه تخت گذاشت درحالی که دختره مست بود و تو حاله خودش نبود تهیونگ مشغول کشیدن کفش هاش شد اون که دراز کشیده بود یهو سرش رو بلند کرد با دست هاشو قاب صورت اش کرد حالت مستی صورت اش رو نزدیک صورت اش کرد درحالیکه یه سانت فاصله بود بین لب هاشون بود ..گفت
کیونگ می : چند دخترو با این لب هات بوسیدی آیرا و... بشمار دیگه ....
با گذاشته شدن لب هایش رویه لب های آن دختر دیگه نتونست حرفی بزنه بعد از چند لحظه ای که کم کم چشم هایش به خواب می رفتن ازش جدا شد بلافاصله افتاد رو تخت اون هم مشغوله درآوردن پیرهن سیاه از تنش شد دامن کوتاهی که پوشیده بود رو هم ازش کشید اش درحالیکه فقط لباس زیر تنش بود پتو رو روش کشید چراغو خاموش کرد کنارش دراز کشید بلافاصله چشم هایش کرم گرم شدن ...
با لباس خواب قرمز طوری اش که مدل خاصی داشت پارچه رو سنه هایش پشمی زیبایی بود پایین تر از سینه هایش فقط طور قرمز بود
جلوی میز آرایش نشسته بود لوسیون خوش بوی هلو رو به گردن اش زد ادکلن مست کننده استعمال کرد بعد از زدن رژ قرمزی کارش رو تموم کرد از صندلی بلند شد نگاهی به خودش تو آینه کرد موهاشو رو شونه هایش رها کرد
اون سوک : جیگر شدی دختر
صدای آب حموم قطع شد فهمید که الانست که بیاد بیرون
سمته تخت رفت و کناره عسلی ایستاد همینکه میخواست صورت اش رو برگردونه صدای قدم هاشو شنید لبخندی زد که دسته مردونه ای دوره کمر اش حلقه شد نفس اش حبس شد جیمین سرش رو که تویه گودی گردنش فروع کرد نفس های داغش پوسته گردنه آن دختر رو میسوزوند با صدای تو گوشش زمزمه کرد
جیمین : خیلی خوشگل شدی ... اینقدر خوشگلی چیزه خوبی نیست
اون سوک : به نظره من که چیزه خوبیه
جیمین : پس پای عاقبتش وایستا
اون سوک با خنده آرومی جواب اون پسر رو داد حلقه دست هاشو باز کرد دست هاشو رویه شونه هایش گذاشت و اونو سمته خودش برگردوند موهای رو شون هایش را کنار زد لب هاشو رویه شونه لخت اون دختر گذاشت بوسه های ریزی می‌گذاشت رویه شونه اش موهاشو از رو گردنش دور کرد و لب های داغ اش رو رویه گردنش چسپوند بوسه های ریز تبدیل به مک های عمیقی شدن جوری مک میزد که اون دختر چشم هایش ‌رو رویه هم فشار داد ...از گردنش لب هاشو برداشت و با پوزخندی حرف هایش رو بیان کرد
جیمین : هنوز واسه در کشیدن خیلی زوده
اون سوک رو به سمته تخت هولش داد جوری که افتاد رو تخت کم کم سمتش رفت روش خیمه زد دکمه های پیرهن اش رو باز کرد و با یه حرکت از تنش در آورد اون یکی پایش رو طرفه دیگه اش گذاشت حالا دقیقا روش بود بندهای لباس خواب اش رو پایین کشید جوری که از تن اش خارج کرد لب هاش که به گردنش میخورد مور مورش میشد
لب هاشو از گردن یه پایین میکشید دقیقا رویه ترقوه اش متوقف شد مک های محکمی میزد جوری که مطمئن بود تا چند روز ردش میمونه
سرشو بلند کرد و نگاهی به اون سوک که لب اش رو می‌گزید کرد اون سوک به بدنه لخت اون پسره نگاه کرد و زمزمه کرد
اون سوک : ای نید یو ددی
لحظه ای تو چشم اش خیره شد و گفت
جیمین : می تو بیب
دست اش رو برد زیره کمره اش و سگگ سوتین اش رو باز کرد و با یه حرکت ازش دورش کرد اون سوک هم از اون یه تیکه پارچه ای که پوشیده بود خلاص شد پسره بی‌وقفه لب هاشو گذاشت رویه فقسه سینه اش و مک محکمی میزد ناله های آن دختر بلند شد و ..........
دیدگاه ها (۲۶)

دوست دارم دوست دارم از دوست داشتنت سیر نمیشم نصف شب دام میخو...

پارت ۵۷ حذف شده فیک شب رویایی

شب رویایی پارت ۵۲تهیونگ : اره با این کارت اون دونفر رو بیشتر...

شب رویایی پارت ۴۹همه نگاهشون رویه کیونگ می دوخته بودن اون در...

I like this mistake.

The sun in Lovidse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط