{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب رویایی

شب رویایی
پارت ۵۲

تهیونگ : اره با این کارت اون دونفر رو بیشتر به هم نزدیکشون کردی ........
دست اش رو گذاشت رویه رون لخت دختره و نوازش وار دستش رو میکشید باعث مور مور بدن دختره شد به حرف هایش ادامه داد .............. منم می‌خوام به عشقم بیشتر از این نزدیک بشم
کیونگ می دختر پرو کم نیاورد سریع در جواب اش گفت
کیونگ می : فعلا باید خیلی منتظر بمونی
تهیونگ : اما من نمی‌خوام منتظر بمونم
کیونگ می : چاره ای نداری
گارسون سمتشون اومد و بطری های ویسکی رو براشون آورد
اون سوک با قدم های آهسته اش به جیمینی که تویه بالکن بود رسید حالا که گوشی اش را قطع کرد بود چرا بر نمی‌گشت پیش شون این کار جیمین اون دختر رو نگران میکرد جیمین که تویه اون هوای زیبای خنک و دلچسپ ایستاده بود ناگهان دستای کوچک و ظریفی رویه کمرش حلقه شد با نگاه کردن به دسته همان فرد و دیدن دستبند ماه آبی که تویه دست اش بود فهمید که عشق اشه
اسلاید ۲دستبند
ثانیه ای نگذشت که با حس کردن سر اش رویه شونه اش لبخند ملیحی زد اون سوک سرش رو رویه شونه عشق اش گذاشته بود خیلی آروم و با لحن آرومی حرف هایش را بیان میکرد
اون سوک : چیزی شده چرا بهم نمی‌گی
جیمین دست اش رو گذاشت رویه دست های عشق اش و حلقه دست اش رو باز کرد سمتش چرخید صورته خوشگل اش رو قاب کرد درحالی که هر دو دست هایش رویه گونه ها و گردنه آن دختره بود نگاهش بین لب ها و چشم های ات دختر می‌چرخید با آرومی جواب اش رو داد
جیمین : وقتی زیباترین دختر جهان کنارمه چرا چیزی شده باشه بهت قول میدم هروقت چیزی شده اول از همه به تو بگم
اون سوک : اینجوری تونستی قانع ام کنی
جیمین : در مقابله چشمات لبات گردنت همه بدنت نمیتونم مقاومت کنم به قدری خواستنی هستی که می‌خوام
اون سوک : هیسسس تویه رستورانیم
جیمین : با این کارم همه خبر دار میشن که ماله منی
دست رو رویه گردن اش گذاشت و صورت اش رو نزدیک صورت اش کرد بدون هیچ مکثی لب هایش را گذاشت رویه لب های اون دختره مک های عمیقی به لب اون دختر می‌گذاشت
اسلاید
دیدگاه ها (۳)

شب رویایی پارت ۵۳کیونگ می رو رویه تخت گذاشت درحالی که دختره ...

دوست دارم دوست دارم از دوست داشتنت سیر نمیشم نصف شب دام میخو...

شب رویایی پارت ۴۹همه نگاهشون رویه کیونگ می دوخته بودن اون در...

من تو عروسیم فرار کردم یهووووووووووو

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

پارت شانزدهم رزا داشت وسایلش رو جمع می‌کرد که ته‌سوک جلوی در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط