مجاویی خفم کردیی انقد فشارم ندههههه

م‌ج:اویی خفم کردیی انقد فشارم ندههههه
کوک:دوس دارم بیبی گرلمو فشار میدم جوجه ی من
م‌ج:من جوجه نیستما
کوک:چرا هستی جوجه منی
م‌ج:اعیش باشه
کوک:افرین(لبمو بوسید)
ویو م‌ج
دوسش دارمااا اما ب حسم مطمعن نیستم نمیدونم دلمو میشکونه یا ن اون پردمو ازم گرفته دیگه دیره واسه این فکرا اما اگه دوسم نداشته باشه چییی اگه بهم خیانت کنه چییی وااا مین جی این فکرا چیه میکنی ها مغزتو گل بگیر
کوک:تو فکری چیزی شده بیب
م‌ج:نه چیزی نی
کوک:مطمعنی دیگه
م‌ج:اره عزیزم 🙂
ویو کوک
یسسسس بالاخره با احساس باهام حرف زددددددددد🕺
ویو خودم(نویسنده)
زنگ تفریح تموم شد و مین جی برگشت سر کلاسش این زنگ با کوک کلاس نداشت با مین کلاس داشت و هیچچچ کاری برای کلاس مین انجام نداده بود و داشت میرید تو خودش چون نمی‌دونست که مین چیکارش میکنه کوک هم رفت سر کلاس خودش که اون کلاس به تعداد زیادی پیک می داره که هی خودشون رو برای کوک لوس میکنن و حالا که فهمیدن کوک ازدواج کردی صد در صد کاری میکنن که این ازدواج یه طلاق و خیلی چیز های دیگه کشیده بشه








خیلی گفتید ادامه بدم منم ادامه میدم پس🫠
دیدگاه ها (۹)

ویو لیلی(یکی از پیک می های کلاس)اعیش ددی کوکی ازدواج کرده ین...

ویو کوک:ولی چیه عهه آنقدر بد به دلت راه نده کوکککککزنگ خورد ...

ویو م‌جبیبی گرلم و مرضضضض هوفف آرومم کم کم رفتم پایین و سوار...

کوک:با خودم کلاس داری هواتو دارم نگران نباش بیبیم‌ج:نمیخاااا...

از نفرت تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط