{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوش به حال پرنده ها که ریشه در هیچ خاکی ندارند در باغی لا

خوش به حال پرنده ها که ریشه در هیچ خاکی ندارند در باغی لانه ای اجاره می کنند و قول ماندن به دستهای هیچ درختی نمیدهند ابرها که هیچ پلاک ثبت شده ای در آسمان ندارند و هربار که سراغشان را می گیری به قاره ی دیگری اسباب کشی کرده اند و بادها که پیامبران هیچ قومی نیستند و آنقدر دنیا را گشته اند که میدانند مرداب رودی بوده است که شبی در رویای نیلوفری به خواب رفته است حتی خوش به حال مرگ که در پاسپورتش ننوشته اند: دارنده ی این سند حق ورود به سرزمین اشغالی را ندارد گاهی پرنده میشوم و با قفسی در دست در خیابانها راه می روم گاهی ابر که قبل از خروج از مرز از اتوبوسش پیاده میشود گاهی باد که خودش را به کوچه ی بن بستی می پیچاند گاهی مرداب که تنهایی بودار نیلوفری را بهانه می کند و مرگ که من همیشه او را با زندگی اشتباه می گیرم
دیدگاه ها (۲۴)

شهریور عاشق انار بوداما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزدآخر ان...

می گوید : قلب مهمانخانه نیست که آدم ها بیایند ،دو یا سه روز ...

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین ن...

پیش از این همه ابرها وآسمانهایت را به نماز بلند می خوانده ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط