گفتوگوی بنده با خدای مهربان
╭┄┈┄┈••✦🕊✦••┈┄┈┄╮
گفتوگوی بنده با خدای مهربان
╰┄┈┄┈••✦🕊✦••┈┄┈┄╯
بهرام:
خدایا…
من بندهای آلودهام؛
لغزیدم، بیادبی کردم،
خطا روی خطا گذاشتم
و از راهت دور شدم.
خدا:
من خدای مهربانیام؛
دوریِ تو
دلیلِ بستهشدنِ
آغوشِ من نیست.
┈┈┈┈┈┈ ✦ ┈┈┈┈┈┈
بهرام:
معصیت کردم؛
چشم و زبانم
بر زمین ماند
و دلم
از آسمان افتاد.
خدا:
من خدای بخششام؛
گناهِ تو
هرگز بزرگتر
از رحمتِ من نیست.
┈┈┈┈┈┈ ✦ ┈┈┈┈┈┈
بهرام:
ایمانم کم شد،
بیتوجهی کردم،
مسیر را گم کردم.
خدا:
من پذیرندهٔ توبهام؛
بازگشتِ تو،
لحظهٔ محبوبِ من است.
┈┈┈┈┈┈ ✦ ┈┈┈┈┈┈
بهرام:
من همان بندهٔ پرلغزشم…
شرمنده و خسته.
خدا:
و من همان خدای رحمانم؛
نزدیک،
مهربان،
آمرزنده…
همیشه منتظرِ تو.
╭┄┈┄┈••✦🤍✦••┈┄┈┄╮
هرچقدر دور شده باشی،
راهِ بازگشت به خدا
هنوز باز است.
╰┄┈┄┈••✦🤍✦••┈┄┈┄╯
گفتوگوی بنده با خدای مهربان
╰┄┈┄┈••✦🕊✦••┈┄┈┄╯
بهرام:
خدایا…
من بندهای آلودهام؛
لغزیدم، بیادبی کردم،
خطا روی خطا گذاشتم
و از راهت دور شدم.
خدا:
من خدای مهربانیام؛
دوریِ تو
دلیلِ بستهشدنِ
آغوشِ من نیست.
┈┈┈┈┈┈ ✦ ┈┈┈┈┈┈
بهرام:
معصیت کردم؛
چشم و زبانم
بر زمین ماند
و دلم
از آسمان افتاد.
خدا:
من خدای بخششام؛
گناهِ تو
هرگز بزرگتر
از رحمتِ من نیست.
┈┈┈┈┈┈ ✦ ┈┈┈┈┈┈
بهرام:
ایمانم کم شد،
بیتوجهی کردم،
مسیر را گم کردم.
خدا:
من پذیرندهٔ توبهام؛
بازگشتِ تو،
لحظهٔ محبوبِ من است.
┈┈┈┈┈┈ ✦ ┈┈┈┈┈┈
بهرام:
من همان بندهٔ پرلغزشم…
شرمنده و خسته.
خدا:
و من همان خدای رحمانم؛
نزدیک،
مهربان،
آمرزنده…
همیشه منتظرِ تو.
╭┄┈┄┈••✦🤍✦••┈┄┈┄╮
هرچقدر دور شده باشی،
راهِ بازگشت به خدا
هنوز باز است.
╰┄┈┄┈••✦🤍✦••┈┄┈┄╯
- ۱.۴k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط