{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 7
有啊惹没有也难得热
🥀🌼🥀🌼🥀🌼🥀🌼🥀🌼🥀🌼🥀🌼🥀🌼
فردا صبح آرام دوباره رفت گیم نت و با یکی از افراد تازه وارد اونجا بازی کرد و یهو متوجه شد که یکی درخواست داشته ی قمار خونه هم کنار گیم نت بزنه و آرام این رو فهمید و داخل گیم نت ی قمار خونه گذاشت ک همه باهم قمار میکردن و شرط میبستن تا اینکه در باز شد و آرام هنوززززز داشت بازی ویدیویش رو ادامه میداد و اصلا متوجه نشد که کسی وارد شده چون هم غرق بازی بود هم هدفون گذاشته بود رو سرش
* همه ترسیده بودن و ساکت شدن *
ویو مایکی :
ساعت ۸ صبحه...خوب شد به موقع اومدم....میخوام ببینم اون بچه ای که به هایتانی ها حمله کرد کی بود
ویو نویسنده:
مایکی وارد شد و فقط ی سوال با لحن سرد پرسید : اون بچه ای که به بَرده های من حمله کرده کیه؟!
* کسی چیزی نگفت چون اگه میگفتن آرام اون ها رو شکنجه میکرد *
مایکی یهو اصلحه در آورد: یا جواب میدید یا...تک تکتون رو با خون یکی میکنم...
یهو یکی از ترس گفت: ا...اونجا* به مبل اونجا اشاره کرد*
*آرام هنوز غرق بازی بود *
ویو مایکی :
وایسا ببینم؟...این همون...دختری بود که دو روز پیش دیدمش؟!...پس انقدر قویه که...هایتانی ها رو از صحنه روزگار محو کرده ؟هوم....
ویو نویسنده:
مایکی با قدم هایی هم سنگین و هم آروم از پشت نزدیک آرام شد و به همه گفت : به کار تون برسید
* همه مشغول شدن ولی آروم و بی صدا*
مایکی از پشت وایساده بود بالا سر آرام و داشت بازی کردنش رو میدید که داره GTA بازی میکنه
مایکی تو ذهنش :
این واقعا دختره؟....جی تی ای که برای پسر هاس پس چرا داره بازی میکنه؟...و همینقدر جدی و....ریلکس
آرام یهو بازی رو تموم کرد و بلند شد و هدفون رو در آورد و تا سرش رو برگردوند چشماش چهارتا شد و گفت : م...مایکی؟!
ویو مایکی :
احساس کردم بلخره کارش داره تموم میشه و ....درست فکر میکردم...ولی....انگار از منم جدی تره
ویو نویسنده:
آرام خیلی راحت:مایکی چرا اومدی؟؟
آرام نمیدونست مایکی رئیس بانتنه و مایکی الکی گفت : همینجوری راستی....
آرام: بفرمائید
مایکی : شنیدم اینجا دونفر از تو کتک خوردن...درسته؟
*همه دیگه سکوت کردن و ترسیدن*
آرام خیلی راحت :آره دهنشون رو صاف کردم چطور؟؟
بقیه : اراااااممممم چجوری میتونی انقدر راحت باششششییی؟!
آرام رو به بقیه :همینی که هست
مایکی : راست میگی؟
آرام: آره....از بقیه بپرس
همه : اون زدشونننننن
مایکی دیگه فهمید آرام دروغ نمیگه گفت : سوکا(که اینطور)...* به آرام نگاه کرد* اونوقت چرا؟
آرام جدی : چون پول گیم نت رو ندادن و بازی کردن رو بازی کردن همون بازی بک رومز و کنارش پنج شب در کنار فردی ( FIVE NIGHT AT FREDDY) رو بازی کردن
مایکی با لحن سرد و آروم: اوکی...پولش رو من میدم..
یهو آرام : عمرا هرکسی اشتباهات خودش رو باید دست بگیره نه بقیه....اون دوتا تا فردا وقت دارن تا پول رو بدن وگرنه...
مایکی سرش رو کج کرد : وگرنه چی؟
همه:با کاتانا دهنشون رو پاره میکنه
یکی از پسر ها : اوت دوتا بازی کردن خیلی خفن بود برای همین بالا ترین قیمت رو داره
آرام:تو خفه!
مایکی رو به ارام :قیمت چنده؟
آرام: میشه گفت تیلیارد بود ولی بعد شد میلیون چطور؟
مایکی :هیچی...من میرم....سایونارا
آرام : سایونارا مایکی
وقتی که مایکی رفت همه یهو : چرا مایکی صداش زدییییی؟!؟!
آرام:خب دلم میخواد به شما چه؟
یکی از پسر ها : مگه دوستته؟!
آرام:شاید
یکی دیگه از پسر ها : رئیس اون ی مافیاست اون....اون
آرام: درد بگو ببینم مافیا چی ؟
پسره:اون رئیس مافیا بانتنه
آرام پوکر :خب....
پسره : نمیترسید؟
آرام رفت سمت پسره و ی سیلی خوابوند تو صورت پسره و گفت:تو خفه من تو تیمارستان بزرگ شدم بعد از ی مافیا شکنجه شدم انتظار داری بترسم؟! کورخوندی....همه برید سر کار خودتون!
همه ریدن تو خودشون و رفتن کارشون رو کردن و آرام رفت بیرون و کنار دیوار نشست
💙❤💙❤💙❤💙❤💙❤💙❤💙❤💙❤
عزیزان گرامی تا پارت بعد بای بایییی
دیدگاه ها (۰)

ولی واقععععععع حس خیلی بهشتی دارههههه🥰🥰🥰😍😂

این دیگه چه سمی بود؟😂🗿

part 5baby 有人啊star🌌⭐🌌⭐🌌⭐🌌⭐🌌⭐🌌⭐🌌⭐🌌⭐ویو آرام :لعنت بهش خیلی رو...

part 6你斗殴那天顽童跌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌🛐🌌هایتانی ها هم دیگه رفتن و نمیخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط