میران ویو
🚓𝕣𝕦𝕥𝕙𝕝𝕖𝕤𝕤 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖 𝕠𝕗𝕗𝕚𝕔𝕖𝕣🚔
𝕡𝕒𝕣𝕥¹⁹
میران ویو
=به هر حال ازدواج ما که واقعی نیست چرا باید این همه هزینه کنی
~می خوای پدرم و نامادریم سرم غر بزنن؟
=من میگم که اجاره لباس عروس خودش خیلی گرونه چه برسه به خریدش
آخرش هم جونگکوک کار خودش رو کرد و لباس رو سفارش داد تا جدید بدوزن
بعدش رفتیم و کفش مجلسی سفید خریدیم که اون هم خیلیییی گرون بود
دیگه رفتیم تو ماشین
~خب هوا تاریک شده، بریم شام بخوریم
=برا من فرق نداره
~نودل می خور...
=جانننن!؟
(برای کسایی که نمیدونن
《نودل میخوری؟》توی کره یعنی بیا باهم... اهم آره)
خودش تازه فهمید و چشماش از کاسه اومد بیرون
~بخدا منظور بدی نداشتم
می خواستم از این موضوع بیایم بیرون
=همبرگر چطوره؟
~اوکی
دیگه رفتیم شام خوردیم و رفتم خونه و همه خواب بودن
(فردا)
برای دانشگاه آماده شدم و منتظر بودم فیلیکس آماده بشه
×خب آماده ای؟
=آره
رفتیم تو ماشین و من سرم تو گوشی بود
×بلاخره کار خودتو کردی؟
=ها؟
×حلقه تو دستت رو میگم
=آهاا، خب بلاخره الان ما نامزد به حساب میایم
×میران مطمئنی که خیلی وقته باهمین؟
این سوال فیلیکس خیلی غیر منتظره بود
=چ چی!؟
×چیه چرا هول شدی؟
=نه ، خب معلومه که هم رو خیلی وقته میشناسیم
×ببین میران خیلی داری مشکوک میزنی
=از چه لحاظ؟
×از همه لحاظ، میران از دقتی گفتی باهاش قرار میزاری رفتارت عوض شده
=چجوری اونوقت؟
×جدیدا خودت رو خانواده دور میکنی، همیشه بهونه میاری که فقط بری تو اتاقت، میران... قبلا اینجوری نبودی
=ببین فیلیکس رو اعصابم نرو الان اعصاب ندارم
×میرانن(داد)
=بزن کنار(عصبی)
×ببین دار...
=بزن کنار(دادبلند)
×چرا؟(داد ولی آرومتر)
=گفتم بزار کناررررررررر(بلندتر و کمی بغض)
فیلیکس زد کنار و منم در ماشین رو باز کردم که برم بیرون که فیلیکس دستم رو گرفت
×کجا؟
=ولم کن(داد)
×میران شورشو در نیار
= ولم کن می خوام پیاده برم
×گفتم بشین(داد)
=نمی خواممممممم(جیغ)
دستم رو از تو دستش آزاد کردم و پیاده رفتم دانشگاه و به فیلیکس که پشت سرم آروم آروم میومد اهمیت نمی دادم
رسیدم دانشگاه و رفتم به کلاس
(ظهر)
امروز تا شب کلاس داشتم پس رفتم به رستوران دانشگاه تا ناهار بخورم
غذام که آماده شده بود رو گرفتم و رفتم سر یه میز نشستم و شروع کردم به خوردن
درحال خوردن بودم که دوتا تا پسر اومدن بالاسرم
یکیاز اون پسرا. خانم به این خوشگلی چرا باید تنها غذا بخوره
=آقا برو مزاحم نشو
همون. حالا چیزی نیست باهات غذا بخوریم
=گفتم برو مزاحم نشو(عصبی)
اون یکی. جوووون عصبی شدنت چه جذابه، باعث میشه هور.نی بشم
=آقا از حدت فراتر نرو من نامزد دارم، شر به پا میکنما
همون دومی. شر به پا کن ببینم چیکار می خوای بکنی
اولی. خب که چی؟ نامزدت می خواد چیکار کنه؟
𝕡𝕒𝕣𝕥¹⁹
میران ویو
=به هر حال ازدواج ما که واقعی نیست چرا باید این همه هزینه کنی
~می خوای پدرم و نامادریم سرم غر بزنن؟
=من میگم که اجاره لباس عروس خودش خیلی گرونه چه برسه به خریدش
آخرش هم جونگکوک کار خودش رو کرد و لباس رو سفارش داد تا جدید بدوزن
بعدش رفتیم و کفش مجلسی سفید خریدیم که اون هم خیلیییی گرون بود
دیگه رفتیم تو ماشین
~خب هوا تاریک شده، بریم شام بخوریم
=برا من فرق نداره
~نودل می خور...
=جانننن!؟
(برای کسایی که نمیدونن
《نودل میخوری؟》توی کره یعنی بیا باهم... اهم آره)
خودش تازه فهمید و چشماش از کاسه اومد بیرون
~بخدا منظور بدی نداشتم
می خواستم از این موضوع بیایم بیرون
=همبرگر چطوره؟
~اوکی
دیگه رفتیم شام خوردیم و رفتم خونه و همه خواب بودن
(فردا)
برای دانشگاه آماده شدم و منتظر بودم فیلیکس آماده بشه
×خب آماده ای؟
=آره
رفتیم تو ماشین و من سرم تو گوشی بود
×بلاخره کار خودتو کردی؟
=ها؟
×حلقه تو دستت رو میگم
=آهاا، خب بلاخره الان ما نامزد به حساب میایم
×میران مطمئنی که خیلی وقته باهمین؟
این سوال فیلیکس خیلی غیر منتظره بود
=چ چی!؟
×چیه چرا هول شدی؟
=نه ، خب معلومه که هم رو خیلی وقته میشناسیم
×ببین میران خیلی داری مشکوک میزنی
=از چه لحاظ؟
×از همه لحاظ، میران از دقتی گفتی باهاش قرار میزاری رفتارت عوض شده
=چجوری اونوقت؟
×جدیدا خودت رو خانواده دور میکنی، همیشه بهونه میاری که فقط بری تو اتاقت، میران... قبلا اینجوری نبودی
=ببین فیلیکس رو اعصابم نرو الان اعصاب ندارم
×میرانن(داد)
=بزن کنار(عصبی)
×ببین دار...
=بزن کنار(دادبلند)
×چرا؟(داد ولی آرومتر)
=گفتم بزار کناررررررررر(بلندتر و کمی بغض)
فیلیکس زد کنار و منم در ماشین رو باز کردم که برم بیرون که فیلیکس دستم رو گرفت
×کجا؟
=ولم کن(داد)
×میران شورشو در نیار
= ولم کن می خوام پیاده برم
×گفتم بشین(داد)
=نمی خواممممممم(جیغ)
دستم رو از تو دستش آزاد کردم و پیاده رفتم دانشگاه و به فیلیکس که پشت سرم آروم آروم میومد اهمیت نمی دادم
رسیدم دانشگاه و رفتم به کلاس
(ظهر)
امروز تا شب کلاس داشتم پس رفتم به رستوران دانشگاه تا ناهار بخورم
غذام که آماده شده بود رو گرفتم و رفتم سر یه میز نشستم و شروع کردم به خوردن
درحال خوردن بودم که دوتا تا پسر اومدن بالاسرم
یکیاز اون پسرا. خانم به این خوشگلی چرا باید تنها غذا بخوره
=آقا برو مزاحم نشو
همون. حالا چیزی نیست باهات غذا بخوریم
=گفتم برو مزاحم نشو(عصبی)
اون یکی. جوووون عصبی شدنت چه جذابه، باعث میشه هور.نی بشم
=آقا از حدت فراتر نرو من نامزد دارم، شر به پا میکنما
همون دومی. شر به پا کن ببینم چیکار می خوای بکنی
اولی. خب که چی؟ نامزدت می خواد چیکار کنه؟
- ۳.۲k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط