{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میران ویو

🚓𝕣𝕦𝕥𝕙𝕝𝕖𝕤𝕤 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖 𝕠𝕗𝕗𝕚𝕔𝕖𝕣🚔
𝕡𝕒𝕣𝕥¹⁸

میران ویو
قرار بود که امروز من و جونگکوک بعد از تایم دانشگاه بریم برای نامزدیمون حلقه بخریم و لباس عروس ببینیم
تایم دانشگاهم که تموم شد به جونگکوک زنگ زدم
جونگکوک ویو
توی کلانتری بودم که دیدم میران داره زنگ میزنه
~الو
=الو، من تایم دانشگاهم تموم شد می تونی بیای دنبالم
~باشه الان میام
=باشه
(چند دیقه بعد)
رسیدم دم در دانشگاه و بهش پیام دادم بیاد
میران اومد و سوار ماشین شد
=سلام
~سلام
=خب اول کجا میری؟
~جانگ می آدرس یجا رو داده که هم حلقه داره هم لباس عروس کلا هرچی برای عروسی می خوای
=آها
حرکت کردم به سمت آدرسی که جانگ می برام فرستاده بود
رسیدیم و رفتیم داخل و رفتیم به بخش جواهرات
~هر کدوم که چشمت رو گرفت بگو همونو میگیریم
=پس تو چی؟
~خب تو انتخاب کن منم حلقه ستش رو میگیرم دیگه
میران داشت نگاه حلقه ها می کرد و فروشنده هم بهش کمک می‌کرد که یکی از حلقه ها چشمم رو گرفت
~میران
=بله؟
~این یکی قشنگه ها
=منم این رو دیدم خوشگله ولی حس میکنم قیمتش گرون باشه
~به قیمت کاری نداشته باش
بعد تقریبا نیم ساعت میران انتخابش رو کرد و دوتا حلقه گرفتیم، یکی برای روزمره که قبل از ازدواج هم بتونیم بپوشیم و یکی هم برای عروسی
~پس همین حلقه هارو رو به همراه حلقه ستش برام فاکتور کنین
بعدش رفتیم به بخش لباس عروس ها
میران یه لباس عروس انتخاب کرد و منم با بی توجهی می گفتم خوبه
بعد از اینکه چند تا لباس نگاه کرد
=این قشنگه همین رو پرو میکنم
~باشه
میران رفت برای پرو و منم روی مبل جلوی اتاق پرو نشستم
سرم تو گوشی بود که میران اومد بیرون
سر رو که بالا آوردم خشکم زد
میران خودش خوشگل بود و تو لباس عروس هم زیباییش چند برابر شده بود
=همین خوبه؟
~مطمئنی همین رو می خوای؟ آخه لباس عروس های خوشگل تری هم هست
من همینجوریشم با این ازدواج گند زده بودم به زندگیش، پس سعی می‌کردم حداقل مثل عروس های واقعی باهاش رفتار کنم
=نه همین قشنگه
~مطمئنی؟
=آره مطمئنم
~پس بریم برای فاکتور کردن؟
=بریم
میران ویو
رفتار جونگکوک برام عجیب بود، شاید اونقدر هم که فکر میکردم آدم بدی نباشه
لباس خودم رو پوشیدم و رفتم بیرون و کارکنان خودشون اون لباس رو از اتاق پرو بیرون آوردن
رفتیم پای صندوق
فروشنده. لباس عروس رو برای اجاره می خواین یا می خرینش؟
~می خریمش
فروشنده. اگه قصد خرید دارین می تونیم براتون بدوزیم
~تا یک ماه دیگه لباس آماده میشه؟
فروشنده. بله چرا که نه
~پس هر کاری که خودتون میدونین انجام بدین
فروشنده. بله پس این لباس براتون دوخته میشه
فروشنده یه لحظه رفت
=جونگکوک(آروم)
~هممم
=میدونی قیمت لباس عروس چقدره؟
~میدونم که خیلی گرونه
دیدگاه ها (۰)

🚓𝕣𝕦𝕥𝕙𝕝𝕖𝕤𝕤 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖 𝕠𝕗𝕗𝕚𝕔𝕖𝕣🚔𝕡𝕒𝕣𝕥¹⁹میران ویو=به هر حال ازدواج ما...

Girl of the mansionPart⁴²تهیونگ ویویوچان. بابااااا تو دیگه ک...

عاشق این کتاب شدممممممکسی تو پیج هست کتابخون باشه؟راستی ادیت...

سرد برای منپارت ۴جونگ کوک ویو........متوجه اومدنش شدم و دیدم...

ات. ببخشد ارباب غلط کردمجونگ کوک. دیگه بهم نگو ارباب بگو کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط