حواسم جمع توست

حواسم جمعِ توست..
گاهی کہ از خيالت پرت ميشوم؛
هرجایی کہ می نگرم تويی،
گفتہ بودمت کہ دنياے منی....!!!!
دیدگاه ها (۱)

درجنڪَل وحشی چشمانتتا انتهاے تاریخ میشود دویدخندیدرقصیدتمام ...

حسِ زنانہخيلی چيزها را می‌فهمداڪَر هرڪارے ڪردےتو را نفهميد ي...

بگذاردرآغوشتترانه عشقرا زمزمه کنممیخواهم درچشمان بیقـرارت غز...

آغوشت چہ شباهت جالبیبہ شب دارد ؛آرامخلوتو ساڪتوصداے تیڪ و تا...

دوستت دارمانقدر زیاد که گاهی وقت هاکه دوریچشمانم بی اختیار ش...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

↓ادامه ی رمان:اتسوشی حواسش پرت بود هنوز دهنش در گیر حرفهای ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط