و چشم های تو

و چشم های تو

هَمان‌ ڪافه دنجی‌ است

ڪه قهـوه هایـش ‌حرف ندارد

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

صداش کنی فقط بگه جانم نگاش کنی بگه دوست دارم

.گفتم از دیوانگی زلفش بگیرمعشق گفت:لایقِ این حلقہ ے زنجیرهر ...

نمیدانی چه #لذتی داردفشرده شدن در تنگنای #آغوشتوقتی مرا محکم...

تـــــمام دارایــــي مـــڹ قلــــــبي اســـــت ڪه درسینـــــ...

و ڪاش یادت نرودڪه تو همان خوبِ همیشگی هستیڪه فقط ڪمیفقط ڪمی ...

چشم های تو چیزی فراتر از دو گوی مشکین بود گویی آنانن با من ا...

و بعضی وقت‌هادوست داشتن#حیاتی دیگر استزنده نگه داشتنڪسی درون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط