{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ازدحام پر از التهاب انسانها

در ازدحام پر از التهاب انسانها
و در كلافگي محض راه بندانها

ميان مردم آزادِ دست و پا بسته!
و مردمان "رها" در حصار زندانها...

در امتداد شكيباترين دقايق عمر
و درد سوزش بيرحمِ زخم پيكانها

چه حس خوب و لطيفيست كه سبُك باشي
و فارغ از همه ى نام و ننگ و عنوانها...

پر از طراوت روياي خيس باران باش
براي قلب ترَك خورده ى بيابانها

وسبز شو! به حضورى كه مي برد دل را
به انتشار طربناك عطر ريحانها....

تمام شب من و يك دشت انتظار طلوع
به رنگ دلخوشى آفتابگردانها....
دیدگاه ها (۱)

پشت دیوارهای سرد و سپید...در هیاهوی یک سکوت غلیظ...تیغ فولاد...

*

ﯾﮏ ﻏﺰﻝ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ !ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺴﺘﺮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﯽ، ﺑﺴﻮ...

*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط