{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش خدا از پشت اون ابرها میومد بیرون...

کاش خدا از پشت اون ابرها میومد بیرون...
و محکم گوشمو میگرفت و میکشید و میگفت:
آهــــــــــــــــــــــــــــــــــای
همینی که هست انقدر غر نزن...
بعد یواشکی چشمک میزد و میگفت:
غصه نخور،همه چی درست میشه...
دیدگاه ها (۹)

بفرمائید ناهار.

زیباست.

زیباست

.

I can be myself with himPart⁸¹رسیدیم به خونه..من و جیمین زود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط