{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست

بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست
بیایید بیایید که دلدار رسیده‌ست

بیارید به یک بار همه جان و جهان را
به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیده‌ست

بر آن زشت بخندید که او ناز نماید
بر آن یار بگریید که از یار بریده‌ست

همه شهر بشورید چو آوازه درافتاد
که دیوانه دگربار ز زنجیر رهیده‌ست

چه روزست و چه روزست چنین روز قیامت
مگر نامه اعمال ز آفاق پریده‌ست

بکوبید دهل‌ها و دگر هیچ مگویید
چه جای دل و عقلست که جان نیز رمیده‌ست

#مولانا
دیدگاه ها (۷)

‌ بر آن زشت بخندید که او ناز نمایدبر آن یار بگریید که از یار...

همه شهر بشورید چو آوازه درافتاد که دیوانه دگربار ز زنجیر...

آواز خوان: هنجره طلایی ( احمد ظاهر )بیایید بیایید که گلزار د...

بیاید بیاید که گلزار دمیدهبیـــائید بیائیــد کـــه گلـــزار ...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

سلام بچه ها این شعر ی کم طولانیه ولی دوسش دارم اگه حوصلشو دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط