{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ بر آن زشت بخندید که او ناز نماید

‌ بر آن زشت بخندید که او ناز نماید
بر آن یار بگریید که از یار بریده‌ست

همه شهر بشورید چو آوازه درافتاد
که دیوانه دگربار ز زنجیر رهیده‌ست

چه روزست وچه روزست چنین روزقیامت
مگر نامه اعمال ز آفاق پریده‌ست

بکوبید دهل‌ها و دگر هیچ مگویید
چه جای دل وعقلست که جان نیزرمیده‌ست
دیدگاه ها (۲)

بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ستبیایید بیایید که دلدار رسیده‌...

همه شهر بشورید چو آوازه درافتاد که دیوانه دگربار ز زنجیر...

آواز خوان: هنجره طلایی ( احمد ظاهر )بیایید بیایید که گلزار د...

بیاید بیاید که گلزار دمیدهبیـــائید بیائیــد کـــه گلـــزار ...

هر روز که صبح بردمیدییوسف رخ مشرقی رسیدیکردی فلک ترنج پیکرری...

فرنگیس اولین مرکب روان کردکه دولت در زمین گنجی نهان کرداز آن...

خواهم که شب جمعه‌ای از خانه خمارآیم به در صومعه زاهد دین دار...

«صحیفهٔ مهدویِ بهرام محمدی: دکترینِ مهندسیِ اراده و حَدِّ تم...

#کلیپ_شاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط