{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خون آشام منPART

خون آشام من_PART7
حق داشت فکر کنه دارم مسخرش میکنم حق داشت باور نکنه اما اما چیزی که میخاستم این بود این بود که اون مال من شه نمیخاستم هیپنوتیزمش کنم نمیخاستم به زور مال خودم کنمش ولی قلبم اذیت میشد این دختر انگار قلبمو دستکاری کرده بود
جلو تر رفتم و دستشو گرفتم
و روی سینم گذاشتم
اون فوری دستاشو کشید
-چیکار میکنی مرتیکه هیز
xنمیخام اذیتت کنم
........ویوی ات.........
وقتی دستمو روی قلبش گذاشت تپش قلبشو حس کردم اونقدری تند بود که متونستم احساسش کنم
چشماش عجیب بود عجیب بهم زل زده بود همش میخاستم نگاهمو ازش بدزدم اما نگاهم قفل چشاش بود
با خودم میگفتم الان این چه حسیه درونم شکل گرفته و میخاستم هرطور بود ازش فرار کنم اما انگار زندانی چشماش شده بودم
دیدگاه ها (۹)

خون آشام من_𝗽𝗮𝗿𝘁𝟴بلخره موفق شدم نگاهمو ازش بدزدماما حس میکرد...

سلاام خبب بشهاا میخاستم بگم کهه..پایان هر فیک یه نظر سنجی می...

بله بله چیزی به 900 تایی شدنمون نمونده و همش به لطف مهربونیی...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗙𝗮𝘁𝗲Season: 2Part: 21با تموم زورم خودمو کشیدم بال...

رز سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط