پارت
پارت ۳
زندگی تو خوابگاه کارآموزی
جین : گول خوردم (میخنده).
جین میخنده و به دبیو خودش تو بیگهیت ، در بهار ۲۰۱۱ فکر میکنه. اون چیزی که مسئول قرارداد بهش تو اون زمان قول داده بود از نظر فنی عملی نشد.
جین : "ببین چطور این روزها آیدلها وارد بازیگری میشن ، ما به تو اجازه میدیم در نهایت بازیگر بشی." اینطوری منو متقاعد کردن.
خیلی قانع کننده بود. در واقع ، تو اون زمان ، غیرمعمول نبود که یکی از اعضای یه گروه آیدل ، همزمان به عنوان بازیگر هم کار کنه. در حالی که بعضی از اعضا تو آواز خوندن و رقصیدن تخصص داشتن ، بعضی دیگه بیشتر برای حضور تو برنامه های متنوع یا نمایشهای تلویزیونی شناخته میشدن و مخاطبانی رو از خارج از بازار آیدلها جذب میکردن. همونطور که بازار آیدل کره با افزایش محبوبیت بیتیاس گسترش یافت و بازیگرای بیشتری شروع به اجرا تو خارج از کشور کردن ، آیدلهای کمتری به بازیگری روی آوردن.
جین برای اولین بار ، بیش از حد مشغول انجام تورهای استادیوم در سراسر جهان با بیتیاس شد ، که طبیعتاً باعث شد اون روی کار خودش به عنوان یه موسیقیدان تمرکز کنه. اما خیلی از آیدلها ، تا به امروز ، همزمان به آواز خوندن و فیلم بازی کردن ادامه میدن.
جین با عنوان رشته بازیگری وارد دانشگاه شده بود. علاقه اون به موسیقی آیدلها بطور کلی ناشی از کنجکاوی اون در مورد فعالیت های هنری بود.
جین : من دوست دارم چیزهای مختلف رو امتحان کنم. فکر میکردم اگه همزمان یه آیدل و یه بازیگر باشم ، میتونستم تجربیات مختلفی داشته باشم.
جین تا زمانی که کارآموز بیگهیت شد ، شخصیت شاد و نسبتاً آرومی داشت. جین خودش دوران کودکیش تو گواچئون رو توصیف میکنه :
جین : من فقط میتونستم به زمین بازی برم و دوستام رو در حال معاشرت ببینم ، و اگه میخواستم با کسی صحبت کنم ، فقط باهاش تماس میگرفتم و میگفتم : سلام، من جین هستم.
همه بچه های محله باهم دوست بودن ، وقتی تو خیابون راه میرفتیم ، با کسی برخورد میکردیم که هر پنج یا ده دقیقه بهش سلام میکردیم.
حتی انتقال از گواچئون به سئول هم تغییر چندانی تو زندگی اون ایجاد نکرد. والدین جین یه بار به اون پیشنهاد دادن که زندگی تو مزرعه رو امتحان کنه.
جین : پدر و مادرم گفتن : "بیا چیزهای مختلف رو امتحان کنیم تا ببینیم استعدادت تو چیه." و اینکه پدربزرگ و عموی من کشاورز بودن ، پس چرا یکم کشاورزی رو امتحان نکنیم؟ به این ترتیب من به مدت یه ماه توت فرنگی و ملون پرورش دادم. من اونقدر ملونها رو هَرَس کردم که بعد از اون ، مدت طولانیای نمیخواستم ملون بخورم (میخنده).
زندگی تو خوابگاه کارآموزی
جین : گول خوردم (میخنده).
جین میخنده و به دبیو خودش تو بیگهیت ، در بهار ۲۰۱۱ فکر میکنه. اون چیزی که مسئول قرارداد بهش تو اون زمان قول داده بود از نظر فنی عملی نشد.
جین : "ببین چطور این روزها آیدلها وارد بازیگری میشن ، ما به تو اجازه میدیم در نهایت بازیگر بشی." اینطوری منو متقاعد کردن.
خیلی قانع کننده بود. در واقع ، تو اون زمان ، غیرمعمول نبود که یکی از اعضای یه گروه آیدل ، همزمان به عنوان بازیگر هم کار کنه. در حالی که بعضی از اعضا تو آواز خوندن و رقصیدن تخصص داشتن ، بعضی دیگه بیشتر برای حضور تو برنامه های متنوع یا نمایشهای تلویزیونی شناخته میشدن و مخاطبانی رو از خارج از بازار آیدلها جذب میکردن. همونطور که بازار آیدل کره با افزایش محبوبیت بیتیاس گسترش یافت و بازیگرای بیشتری شروع به اجرا تو خارج از کشور کردن ، آیدلهای کمتری به بازیگری روی آوردن.
جین برای اولین بار ، بیش از حد مشغول انجام تورهای استادیوم در سراسر جهان با بیتیاس شد ، که طبیعتاً باعث شد اون روی کار خودش به عنوان یه موسیقیدان تمرکز کنه. اما خیلی از آیدلها ، تا به امروز ، همزمان به آواز خوندن و فیلم بازی کردن ادامه میدن.
جین با عنوان رشته بازیگری وارد دانشگاه شده بود. علاقه اون به موسیقی آیدلها بطور کلی ناشی از کنجکاوی اون در مورد فعالیت های هنری بود.
جین : من دوست دارم چیزهای مختلف رو امتحان کنم. فکر میکردم اگه همزمان یه آیدل و یه بازیگر باشم ، میتونستم تجربیات مختلفی داشته باشم.
جین تا زمانی که کارآموز بیگهیت شد ، شخصیت شاد و نسبتاً آرومی داشت. جین خودش دوران کودکیش تو گواچئون رو توصیف میکنه :
جین : من فقط میتونستم به زمین بازی برم و دوستام رو در حال معاشرت ببینم ، و اگه میخواستم با کسی صحبت کنم ، فقط باهاش تماس میگرفتم و میگفتم : سلام، من جین هستم.
همه بچه های محله باهم دوست بودن ، وقتی تو خیابون راه میرفتیم ، با کسی برخورد میکردیم که هر پنج یا ده دقیقه بهش سلام میکردیم.
حتی انتقال از گواچئون به سئول هم تغییر چندانی تو زندگی اون ایجاد نکرد. والدین جین یه بار به اون پیشنهاد دادن که زندگی تو مزرعه رو امتحان کنه.
جین : پدر و مادرم گفتن : "بیا چیزهای مختلف رو امتحان کنیم تا ببینیم استعدادت تو چیه." و اینکه پدربزرگ و عموی من کشاورز بودن ، پس چرا یکم کشاورزی رو امتحان نکنیم؟ به این ترتیب من به مدت یه ماه توت فرنگی و ملون پرورش دادم. من اونقدر ملونها رو هَرَس کردم که بعد از اون ، مدت طولانیای نمیخواستم ملون بخورم (میخنده).
- ۳.۲k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط