ادامه پارت
ادامه پارت ۳
جین بزرگترین عضو بیتیاسـه. زمانی که اون با بیگهیت قرارداد بست ، هجده ساله بود و تو سال اول دانشگاه ، تو سنی بود که اکثر جوونای کرهای شروع میکردن به فکرکردن در مورد اینکه میخوان با زندگی خودشون چیکار کنن.
جین : از زمانی که کارآموز شدم ، تو ساعات تمرین سخت کار کردم. اما همونطور که میگن من کاملا زندگی خودمو روی این کار نذاشتم.
آینده ای که اون به طور مبهم برای خودش تصور میکرد این بود که به تمرین ادامه بده ، به عنوان یه آیدل دبیو کنه ، و بازیگری رو تو برنامه خودش جا بده.
و به این ترتیب ، جین به رفت و آمد برای جلسات تمرینی تو بیگهیت ادامه داد. اما تو تابستون ۲۰۱۲ ، وقتی که جین وارد خوابگاه شد ، چارهای جز تغییر کل سبک زندگی خودش نداشت.
زمانی که اون به بقیه پسرای خوابگاه ملحق شد ، ترکیب بیتیاس مشخص شده بود و به این معنی بود که محتوا و کمیت آموزش جین به شدت تغییر کرد
جین : کمپانی به ما نگفته بود که قراره اولین کارمون رو شروع کنیم ، اما ما تقریباً تنها کارآموزایی بودیم که تو این مرحله تو خوابگاه باقی مونده بودیم ، که باعث شد فکر کنم ، «حدس میزنم به زودی اتفاق بیوفته.»
جین اولین برداشتش از خوابگاه رو هم به یاد میاره.
جین : لباسها همه جا پخش شده بودن ، ظروف نشته.. و همه چی بهم ریخته بود.
تو ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳ ، جین پستی رو تو وبلاگ بیتیاس با عنوان " چطور کارآموزا معمولاً تئوکگوک درست میکنن " منتشر کرد. برای درست کردن یه وعده غذایی مناسب که بتونه با سایر اعضا به اشتراک بذاره.
قبل از اینکه چند ماه بعد استفها برای کمک به پخت و پز و تمیز کردن استخدام بشن ، جین موفق شد بقیه اعضا رو به نوبت تو انجام کارهای خونه هماهنگ کنه.
مثل خیلی از افراد دیگه ، پخت و پز و نظافت فعالیتهای مهمی برای جین ، تو حفظ ظاهر یه زندگی عادی بودن. جین خودش مجبور شد که اعتراف کنه که اونا برای عادی بودن بیش از حد سرشون شلوغه.
جین : بعد از حدود سه ماه تو خوابگاه... بالاخره متوجه شدم که چرا اونا اومدن تا به این روش زندگی کنن. روزهایی که تمرینات زیادی داشتیم ، چهارده ساعت از شبانه روز رو کار میکردیم.
جین بزرگترین عضو بیتیاسـه. زمانی که اون با بیگهیت قرارداد بست ، هجده ساله بود و تو سال اول دانشگاه ، تو سنی بود که اکثر جوونای کرهای شروع میکردن به فکرکردن در مورد اینکه میخوان با زندگی خودشون چیکار کنن.
جین : از زمانی که کارآموز شدم ، تو ساعات تمرین سخت کار کردم. اما همونطور که میگن من کاملا زندگی خودمو روی این کار نذاشتم.
آینده ای که اون به طور مبهم برای خودش تصور میکرد این بود که به تمرین ادامه بده ، به عنوان یه آیدل دبیو کنه ، و بازیگری رو تو برنامه خودش جا بده.
و به این ترتیب ، جین به رفت و آمد برای جلسات تمرینی تو بیگهیت ادامه داد. اما تو تابستون ۲۰۱۲ ، وقتی که جین وارد خوابگاه شد ، چارهای جز تغییر کل سبک زندگی خودش نداشت.
زمانی که اون به بقیه پسرای خوابگاه ملحق شد ، ترکیب بیتیاس مشخص شده بود و به این معنی بود که محتوا و کمیت آموزش جین به شدت تغییر کرد
جین : کمپانی به ما نگفته بود که قراره اولین کارمون رو شروع کنیم ، اما ما تقریباً تنها کارآموزایی بودیم که تو این مرحله تو خوابگاه باقی مونده بودیم ، که باعث شد فکر کنم ، «حدس میزنم به زودی اتفاق بیوفته.»
جین اولین برداشتش از خوابگاه رو هم به یاد میاره.
جین : لباسها همه جا پخش شده بودن ، ظروف نشته.. و همه چی بهم ریخته بود.
تو ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳ ، جین پستی رو تو وبلاگ بیتیاس با عنوان " چطور کارآموزا معمولاً تئوکگوک درست میکنن " منتشر کرد. برای درست کردن یه وعده غذایی مناسب که بتونه با سایر اعضا به اشتراک بذاره.
قبل از اینکه چند ماه بعد استفها برای کمک به پخت و پز و تمیز کردن استخدام بشن ، جین موفق شد بقیه اعضا رو به نوبت تو انجام کارهای خونه هماهنگ کنه.
مثل خیلی از افراد دیگه ، پخت و پز و نظافت فعالیتهای مهمی برای جین ، تو حفظ ظاهر یه زندگی عادی بودن. جین خودش مجبور شد که اعتراف کنه که اونا برای عادی بودن بیش از حد سرشون شلوغه.
جین : بعد از حدود سه ماه تو خوابگاه... بالاخره متوجه شدم که چرا اونا اومدن تا به این روش زندگی کنن. روزهایی که تمرینات زیادی داشتیم ، چهارده ساعت از شبانه روز رو کار میکردیم.
- ۳.۰k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط