{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه دیر می‌رسد،

چه دیر می‌رسد،
هفته‌ای که انتهایش به تو می‌رسد،
و چه زود می‌گذرد،
لحظه‌هایی که با تو می‌گذرد!
این‌همه روشنایی به چه دردی می‌خورد،
وقتی دلم روشن نیست،
چشمم روشن نیست به دیدنت...
اگرچه تکلیفم روشن است:
یک خط ریز، یک خط درشت!
نیمه‌کاره رهایَش می‌کنم
تا بلاتکلیف باشم!
.
.
.
زمین را هم که دور می‌زنم،
دورِ آخر را به تو می‌رسم!
مگر نه این‌که «همیشه آخر همه چیز خوب است؟!»
دیدگاه ها (۳)

....دیگر کسی بدرد تماشا نمیخورد ... #گلچین_حسین نمیخورد ... ...

بینِ انبوهی از تفاوت هاشاعران دردِ مشترک دارندمثلِ ظرفی عتیق...

می دزدمت..! بخاطر اینکه ندارمت ...!!!دزدی همیشه از سر فقر و ...

تا کی رم کردن آهو ها را در چشمانت ببینم و آه بکشم؟عشق جرات م...

نقاشی همسایه کوچک

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ت : وای مثل اون سری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط