{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.24.
(عکس لینا رو گذاشتم)
گفت..بلاخره پیدات کردم عزیزم..
-..من عزیزتم..
گفت..اره عشقم ..
دارو ها رو گرفتم
-..امیدوارم دیگه نبینمت..
اومدم بیرون جی یون روی صندلی بود رفتم پیشش و دارو ها رو بهش دادم
-..آروم باش بخورشون حالت خوب میشه ..
*داشتم می‌خوردم که یکی بلندم کرد زد تو گوشم.
&سرم پایین بود تا بالا آوردم اون عوضی جی یونو زد
-..چیکار می‌کنی..
+..تو کی دختره جونگ کوک تو اینو میشناسیش..
گفت.. بله وقتی تورو ول کرد اومد پیشمن شبا پیش من بود..
-..خفه شو..
+..جونگ کوک راست میگه..
گفت.. من دروغ نمی گم تازه باهام خوابیده..
اینو راست گفت من مست بودم اون زنیکه یه دارو بی بهم داد که نفهمیدم چی شد
+..جونگ کوک..
-..ساکت شو اگه تو اون کارو نکرده بودی منم نکرده بودم..
+..پس کردی..
-..جی یون .......من. هیچ حسی بهش ندارم ..
اومد لینا بزنه تو گوشم که جی یون دستشو گرفت
+..بخاطر من نزنش من میرم شما باهم باشین..
جی یون با اشک تو چشاش رفت
_..می‌کشمت دختره جنده
گفت.. منو می‌کشی یا اون دختره اشغال و
_..بلند دهنتو کثافت حیف که رو دخترا دست بلند نمی کنم
گفت.. حالا ولش کن نظرت چیه امشب بریم هتل
_.. چی زر میزنی دختره هرزه
گفت.. از خداتم باشه
تا دیر نشده بود باید میرفتم دنبال جی یون بعداً حساب این هرزه می تونستم برسم ولی باید به جی یون توضیح میدادم این قضیه اونجوری نیست ولی باور نمیکنههه خدا من چیکار کردممممم
* دنیا رو سرم خراب شد فقط ۳ روز بود که بخشیدمش ولی دوباره شروع کرد ایندفعه گریه نمی کنم رفتم خوابگاه یکم گذشت
سه جو گفت.. حالت خوبه؟چرا تنها برگشتی ..داشتم خفه میشدم خودمو نگه داشته بودم
+..خوبم هیچی راستی من میرم سر خاک مامانم..
سه هو گفت.. چرا ‌‌..
جواب ندادم و رفتم بیرون که جونگ کوکو دیدم اومد نزدیک.
+..به این زودی کاراتون تموم شد..
-..جی یون..
+.. شبم باهاش می بودی دیگه ..
-..توضیح میدم.. گریم گرفت
+..یکم فک کن چنتا چیزو توضیح دادی دیگه خسته شدم بهت گفتم این باره آخره ..
-..من...حرفشو قطع کردم
+..باهام حرف نزن دنبالمم نیا هرچی بینمون بود تموم شد ..
رفتم
&رفت سوار ماشینش شدو راه افتاد منم سوار ماشین شدم دنبالش رفتم
*رسیدم سر قبرا از ماشین پیاده شدم کنار قبر مامانم نشستم و شروع به گریه کردن کردم
+..چرررااا مگه من ......چیکار کردم. .... مامان کشکی اینجا بودی ..
+..چرااااااا.. همش همینو میگفتمو گریه می کردم
آروم تر که شدم
+.. مامان ببخشید هردفعه گریه میکنم امروز می خواستم بگم که میخواهم به قولم عمل کنم از هو سوک مراقبت می کنم ولی کی از من مراقبت می‌کنه مامان چرا اینجاشو برنامه ریزی نکردی..
&.همه ی حالش تغصیر من بود از اول نباید می رفتم دلم آتیش گرفته بود با گریه هایش دیگه طاقت نیاوردم و رفتم خونه جی یون همه اونجا بودن سه جو.. چی شده چرا جدا جدا میریم میاین..
-.. هیچی خستم..
تهیونگ گفت..می‌خوایی حرف بزنی ..
-.. نه جی یون کو..
تهیونگ گفت.. چرا از ما می‌پرسی قرار بود با تو بره هتل ..
یادم اومد بهم قول داده بود چون ناراحت بود مطمئن بودم نمی یاد حتمی میرم هتل
راه افتادم رفتم دم همون هتلی که قرار داشتم چون میشناختم درو بران باز کردن
-.. مرسی ببخشید دیر کردم..
اونا رفتن من دنبال جی یون بودم که تو اتاق خواب خوابیده بود نمی تونستم دیگه صبر کنم دستمو روی صورت جی یون می کشیدم که بیدار شد
+..تو کیستی.
-..مارکو..
+.. جونگ کوک؟؟؟
-..اره ..
+..گمشو خره ولم کن ..
دستمو برداشتم
-.. درسته کارم درست نبود ولی نمی تونی این جوری باهام حرف بزنی ..
+.. آها ببخشید من عین شما با ادب نیستم حداقل من حرف می زنم تو عمل می‌کنی ..
-..اون مال ۲ سال پیشه..
+..منم مال پنج سال پیشم ..
-..من تورو دوست دارم اون فقط یک اشتباه بود ..
+..منم اشتباه می شم..
-..جی یون زمانی که اون اتفاق افتاد من مست بودم حتی یادم نمیاد چرا اون کارو کردم..
+.. شاید چون دوستش داری..
-.. به جون مامانم ندارم ازش متنفر ام ..
+..خیلی عوضیی ..
-..یبار دیگه اینجوری حرف بزن که من که من..
+..تو چی چه غلطی میکنی جرعت داری بکن.. رفتم روش روی تخت صورتمو نزدیک صورتش کردم
-.. کاری یو می کنم که از وقتی دیدمت قولشو دادی..
+.. ولم کن..
-..من عاشقتم تو زندگیمی بدون تو نمی تونن ادامه بدم ❤️ میفهمی..
+..پاشو فک کردی دوباره گولت تو میخورم..
حولم داد از روش پا شدم
+..دیوانه ایی..
با داد -..اره دیوانه ام دیوانه ی تو فک کردی دوباره میرم..
+..نه من میرم ..
پاشد از جاش اومد بره دستشو گرفتم
+..یبار دیگه بهم دست بزنی دیگه منو نمی بینی..
دستشو از دستم کشید چمدونش آماده بود برداشتش و رفت باسرعت
*از هتل اومدم بیرون که خانم کاترین
دیدگاه ها (۰)

tehyunggggggiiiiii😭🙄

part.26.-..حالا دیدی چجوری ازت جداش کردم..جیهوپ رفت -..دیدی....

P. 17

part.9.& جی یون رفت یعنی اون حتی در بارهی باباش بهم دروغ گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط