{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواهم که غزل گویم

خواهم که غزل گویم
آرام شود دردم
اما غم جانسوزم ، در شعر نمی گنجد!

#مجتبی_خوش_زبان
پ.ن: خدایا با یه معجزه خوشحالم میکنی ؟
دیدگاه ها (۰)

هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت دادکه بِدان جور و جفا صبر و...

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیستدر جوابم اینچنین گفت و گریستلیلی...

آیا راضی به زندگانی دنیا عوض آخرت شده‌اید؟ در صورتی که متاع ...

نیست شبی که تا سحر خون نفشانم از بصر ز آن که غم فراق تو، کرد...

خسته‌ام، حوصله شعر و غزل در من نیستبسته بر میخ جفایم، رمقی د...

love Between the Tides: آخرسه روز پیش تهیونگ: چشمات رو ببند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط