{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاک هر شب دعا کرد،از ته دل خدا را صدا کرد شب اخر دعایش اث

خاک هر شب دعا کرد،از ته دل خدا را صدا کرد شب اخر دعایش اثر کرد
یک فرشته تمام زمین را خبر کرد
خدا تکه ای از خاک را برداشت
اسمان را در ان کاشت خاک را توی دستش ورز داد،روح خود را به او قرض داد خاک توی دست خدا نور شد
پر گرفت از زمین دور شد راستی
من همان خاک خوشبختم من همان نورم پس چرا گاهی اوقات از خدا دورم؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

از منتو#دلی بردیکه دیگر خواب هم مرا نمی بردنه دیگر لالایی ها...

من را نهدلت به حال قلم بسوزد که#شکسته شده استو به حال کاغذکه...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۵عمارت. شب. ساعت ۱۱.تهیونگ و جون...

پارت ۱۹ایتاچی از خدا خواست، تنها کسی که در لحظه ی اخر به ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط