شاید وقت حالم بد بود نتونست بخندونیم ول درعوض وقتی حال
شاید وقتے حالم بد بود نتونستے بخندونیم ولے درعوض وقتی حالم خوب بود خوب تونستے برینے توش.دیگه ندیده بودیم ادم تو روز تولدشم غمباد بگیره.امروز کاملا فهمیدم دیگه نیسم اون دخترے که با همه چے خوشحال میشد .فهمیدم عوض شدم نه به خاطر اینکه بزرگ شدم فقط به خاطر اینکه مردم باعث شدن عوض بشم.فهمیدم من هیچ وقت به چیزے که میخوام نمیرسم.فهمیدم خیلےضعیف تر از اون چیزےام که فکرشو میکردم.فهمیدم واسه کسے مهم نیسم واضافه به نظر میرسم.فهمیدم همه دارن تحملم میکنن.فهمیدم روزو شبم هیچ فرقی باهم نمیکنه.هه!مگه من چن سالمه؟ امروز اونقدر فهمیدم که کاملا از خودمم ناامید شدم .یعنی خدابسم نیس انقدر دارےمنو جلو خیلیا کوچیک میکنے؟دارم همه رو از خودم دور میکنم.خدایا دیگه نمیخوام بیشتر از سنم بدونم .میشه بشم همونی که بودم؟به جون خودت خسته شدم .مگه یه ادم چقدر کشش داره اخه؟دیگه نمیکشم.خسته شدم .بخدا خسته شدم...😫 😞
- ۶.۷k
- ۲۰ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط