{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل تن پوشی که خودم ببافم

مثل تن پوشی که خودم ببافم
شروع کردم...
بافتم و بافتم و بافتم...
از خنده ات
عشقت
نگاهت
چشم که باز کردم...
چیزی از خودم نمانده بود...!
تو تمام مرا در بر گرفتی...
دیدگاه ها (۳)

عکاس بوداما لنز دوربینش یکبار هم سویمن نیامد!با لنز دوربینش ...

تا شدم بی خبر از خویش،خبرهادیدمبی خبر شو که خبرهاست در این ب...

- میخوای برات قصه‌ای تعریف کنم که آخرش رو نمیدونم؟ + تعریف ...

انگشتانت که قفل انگشتانم بشوددق خواهم داداین جمعه ی بخیل راک...

وقتی دلم با چشم هایت آشنا می شدمشتش چه زیبا پیش تو هر لحظه و...

وقتی عضو هشتمی و ...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی🦋 موضوع اسلاید بعد نامجون : باشه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط