#عاشقت _شدم
#عاشقت _شدم
پارت ششم
تهیونگ:دیگه نتونستم جلو خودم رو بگیرم و بلندش کردم گذاشتمش رو کاناپه و شروع کردم به بوسیدمش
آت:داشتم دست تهیونگ و پانسمان میکردم که باهم چشم تو چشم شدیم و بلندم کرد گذاشتم رو کاناپه و شروع کرد بوسیدم ولی من تو شک بودم یهو یه گاز از لبام گرفت که مجبور شدم همراهی کنم بعدنیم ساعت مزه خون و تو دهنم حس کردم و با مشت میزدم به سینش اما من در مقابل اون یه جوجه بودم اما۰۰۰۰۰۰
پارت ششم
تهیونگ:دیگه نتونستم جلو خودم رو بگیرم و بلندش کردم گذاشتمش رو کاناپه و شروع کردم به بوسیدمش
آت:داشتم دست تهیونگ و پانسمان میکردم که باهم چشم تو چشم شدیم و بلندم کرد گذاشتم رو کاناپه و شروع کرد بوسیدم ولی من تو شک بودم یهو یه گاز از لبام گرفت که مجبور شدم همراهی کنم بعدنیم ساعت مزه خون و تو دهنم حس کردم و با مشت میزدم به سینش اما من در مقابل اون یه جوجه بودم اما۰۰۰۰۰۰
- ۷۰
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط