داشتم یکی از پستهامو واسه مامانم میخوندم،
داشتم یکی از پستهامو واسه مامانم میخوندم،
خودم از خنده اشکم در اومده بود
وقتی تموم شد به مامانم نگاه کردم،
با تاسف گفت :
بچههای مردم دکتر مهندس شدن،
بچه ی منم دلقک مردم..
من😐
بازم من😐
و بازم من😐
خودم از خنده اشکم در اومده بود
وقتی تموم شد به مامانم نگاه کردم،
با تاسف گفت :
بچههای مردم دکتر مهندس شدن،
بچه ی منم دلقک مردم..
من😐
بازم من😐
و بازم من😐
- ۱.۵k
- ۲۵ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط