{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

the marriage of shadows

-----------------------------------
the marriage of shadows
-----------------------------------
☆PART:1★
__________________________________________________________________
-زمان حال_تابستان۲۰۲۶-
-سئول_کره‌ی جنوبی-
"ویو کارینا"
'باورم نمیشه...همین دیروز بود که با دوستام سفر تابستونی بودم...وقتی برگشتم خونه،آرزو کردم که کاشکی میمردم و برنمیگشتم...
چطور تونستن؟واقعا چطور تونستن تنها دخترشونو فدای اون شغل کوفتی بکنن؟چطور تونستن تنها دخترشونو بسپارن دست یک مافیا؟
^خانم؟خانم!
'از افکارم بیرون اومدم و به خدمتکار که کنار تختم ایستاده بود خیره شدم...
+صد بار گفتم،من...غذا...نمیخورم(تکه تکه گفت)
^خانم،شما از دیشب هیچی نخوردین،سلامتیتون به خطر میوفته،لطفا بیاین و صبحانتون رو بخورید،خواهش میکنم...
+هوفف،برو الان میام(روشو کرد اونور)
^چشم(از اتاق خارج شد)
+واقعا گرسنمه...
'از تخت گرم و نرمم دل کندم،یک دوش ۱۵ مینی گرفتم،روتین پوستیمو انجام دادم،لباس خونگی پوشیدم و از اتاقم خارج شدم...
'همه دور میز نشسته بودن،پدرم و مادرم و پدربزرگ، درحال خوردن صبحانه بودن...
+صبح بخیر(سرد)
*صبحت بخیر دخترم(لبخند)
&صبح بخیر
/بشین(جدی)
'روی صندلیِ کنار مادرم نشستم و شروع به خوردن کردم...
'داشتم از نون تست و نوتلام لذت میبردم،که با حرف پدربزرگ،کوفتم شد...
/کارینا،حق مخالفت نداری،برای آینده‌‌ی شرکت و باند این بهترین تصمیمه،از اونجایی که نوه‌ی پسر ندارم،پس تو جانشینِ شرکت و باند میشی،ولی از اونجایی که طبق رسم باید یک مرد بالای سر شرکتمون و باندمون باشه،باید با پسر آقای کیم ازدواج کنی...
+قبلا هم گفتم،من قربانی شغل کثیف شما نمیشم(جدی)
*کارینا،ما فقط خیر و صلاح تو رو میخوایم...
+این خیر و صلاح من نیست،نمیخوام با کسی که نمیشناسم ازدواج کنم،من هنوز ۲۵ سالمه،برای ازدواج خیلی زوده...
&حق نداری مخالفت کنی،این همه مدت تو ناز و نعمت بزرگت کردیم،حالا نمیخوای جبران کنی؟
+چطور میتونی اینو بگی؟با بدبختیم جبران کنم؟
/فردا قراره بیان برای خاستگاری...
+ولی...
'بیخیال ادامه حرفم شدم،چون هیچجوره نمیشه نظر پدربزرگ رو تغییر داد...
'عالیه،قراره با یک نفر که ندیدم و حتی اسمشم نمیدونم ازدواج کنم،کاشکی حداقل رفتارش خوب باشه...یعنی پسره راضیه با این ازدواج؟

-ادامه دارد...-
------------------------------------------------------------------------------------------
=اسلاید۲:لباس کارینا=
------------------------------------------------------------------------------------------
=برای پارت بعد،۵لایک=
------------------------------------------------------------------------------------------
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
دیدگاه ها (۱)

-----------------------------------the marriage of shadows--...

-----------------------------------the marriage of shadows--...

-----------------------------------the marriage of shadows--...

-----------------------------------the marriage of shadows--...

𝒫𝒶𝓇𝓉 ①③با رسیدن به اتاقم به سمت کمد لباسیم رفتم و با دیدن با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط