آن خـدایـی کـه بـهقلبم غـمداد
آن خـدایـی کـه بـهقلبم غـمداد
خـود او بـاران داد
زنـدگی بـا عطش ثانیـهها میگذرد
مـیشود ثانیـه را جریـان داد
مـن خـدا را دارم
آنخدایی کهبههنگام غمم میگرید
وبـههنگام خوشیهایدلم میخندد
مـن خـدا را دارم
اوست هـرقـافیـهو وزنوصـدا
اوست جـاری بـه دل ثانیـهها
همـه بـارانـها
همـه جریـانـها
همـه تـاب و تب دل
تپـش ثـانیـههـا
پـُرِ از صحبـت اوست...
بـا دلـم مـیخـوانـم
مـن خـدا را دارم...
شب همگے زیبـا و درپنـاهخـدا
خـود او بـاران داد
زنـدگی بـا عطش ثانیـهها میگذرد
مـیشود ثانیـه را جریـان داد
مـن خـدا را دارم
آنخدایی کهبههنگام غمم میگرید
وبـههنگام خوشیهایدلم میخندد
مـن خـدا را دارم
اوست هـرقـافیـهو وزنوصـدا
اوست جـاری بـه دل ثانیـهها
همـه بـارانـها
همـه جریـانـها
همـه تـاب و تب دل
تپـش ثـانیـههـا
پـُرِ از صحبـت اوست...
بـا دلـم مـیخـوانـم
مـن خـدا را دارم...
شب همگے زیبـا و درپنـاهخـدا
- ۹۳۲
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط