سناریو

#سناریو
#هیونجین


وقتی توی خواب روش آب میریزی...( سناریو کوتاه )



ویو ا.ت

امروز هیون اینقدر سرم غر زده بودو سر غذا خوردن رو مخ بود که دلم میخواست جرش بدم و کلی برا خودم بخندم پس دوشات قهوه قبل از خواب خودم و رفتم پیشش توی تخت خوابیدم
-بغلم کن
+نوموخام...برام دوگبوگی نخریدی
-خب بجاش درست کردم
+مزه نودل میداد
-عاااا
+اگه برام پشمک بیاری شاید آشتی کنم
-نداریم
+پس بغلت نمیکنم
-اوکی نکن


// دو ساعت بعد //

میدونستم که الان کاملا توی خواب عمیقه پس آروم از جام بلند شدم و رفتم یه پارچ رو پر از آب کردم و آوردم تو اتاق و ریختم روش🤡
+ای من ریدم دهنتت ا.تتتتت
-تا تو باشی نق نق نکنی
+گوه توش الان میرم رو مبل میکپم فردا هم به تنبیهاتت رسیدگی میکنم
-باشه برو


// سه ساعت بعد //

باز میدونستم که هیون خوابه و خونمون به روی باغ باز میشد و کلا دیواری بینشون نبود و حتی شیشه ها کامل کنار میرفتن پس برای همین بازشون کردمو چرخ های مبلی که روش خوابیده بود رو فعال کردمو بردمش وسط باغ و دویدم سمت خونه و پنجره هارو قفل کردم تا هیچ جوره وارد خونه نشه...

ویو راوی

خب آره دیگه هیون یک روز کامل توی اون سرما بدون غذا و لباس درست بیرون موند تا یادبگیره لچه بازی درنباره و نق نق نکنه😔


خب نظرتونو بگین از این به بعد سناریو های کوتاه اینجوری هم بزارم یا نه ؟؟

iris
دیدگاه ها (۸)

https://wisgoon.com/ba_ha

سناریو

https://wisgoon.com/v/KN84BTEYHT

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط