{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه عشقو ازدلم سدکردورفت

راه عشقو ازدلم سدکردورفت
ازمیان کوچه های سردوبی روحی که دید
باتمسخر رفت وامد کردورفت
بقیشم نم نمک با حسی که میادومیره مینویسم...
اب گرم تموم شد فکرکنم..
تاوان پی دل روگرقتن یکیش حموم کردن با اب یخه...!!!
دیدگاه ها (۰)

اون موقع که سبز بودم...سراسر شور بودم وشوق....عشق بودم سرتاب...

من گوشه همین میله رو میخوام ویه شارژ واین گ‌وشی..همه دردام...

بترسین از تقاص خونهایی که رو زمین خشک شد وموند تا باردن شستش...

چ،

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط