{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شد

دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است

دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران .بارانی که به من آموخت رسم زندگی را

دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان برای ابرهای سیاه سرگردان

در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم

مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است

نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم

بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم ببار تا خالی شوم
دیدگاه ها (۳)

خدایا خیلی بهت احتیاج دارم کمکم کن خدایا به بزرگواریت کمکم ک...

صبح ها رالبخندی بچسبانید گوشه لبتان!دلیلش مهم نیستاصلا نیازی...

همه اشمنتظرم کهجمعه بیاید و همه ی تقصیر ها را بندازم گردن آن...

"‎نیستی و تمام نبودنت به شیشه میزند !‎گمانم باران هم سراغ تو...

«ما برای عزاداری نیامدیم؛ ما برای بیعت آمدیم...»امروز این سی...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

جنوب برای ما فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛بوی خاک داغ بعد از غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط