برادر ناتنی بد
برادر ناتنی بد 🎀
P⁶
سف گرفته بودم نوبت به اسم من رسیده بود که مدیر گفت جونگ کوک پدرت زنگ زد گفت مراقب خواهرت هانا باشی
+منمیتونم مراقب خودم باشم .
^دستور پدرتون بود
یهو بچه ها جیغ کشیدن
تو خواهر کوکی
+ناتنی
£میشه اینو بهش بدی
+باشه
ازش گرفتم یه جعبه بود
وارد کلاس شدم همه دورم جمع شدن حتی معلم گفت کنار داداشت بشین..
+ای تف تو زندگی
رفتم کنار کوک نشستم سرمو گذاشتم رو میز و سیاهی..
_هانا. هانا
+هوم ... /خوابآلود/
_پاشو زنگ خورد
+هااا
بلند شدم یوری آمد پیشم گفت.
×هانا بیا بریم سرف دیگه
+دارم میاممم /بلند/
+جونگ کوک تو نمیای
_نع
+اوکی
رفتم سرف پیش یوری نشستم یوری گفت
×هانا همه فهمیدن خواهر جونگ کوکی میخوای چیکار کنی
+سوال خوبی بود ولی نمی دونم عررر چه گوهی بخورم
یهو یه چیزی از جیبم بیرون آمد
×هانا این چیه
+چی
×این
+اها آین یکی از بچه ها داد گفت بده به کوک
×بازش کردی ببینی توش چیه/خنده شیطانی/
+نه...
P⁶
سف گرفته بودم نوبت به اسم من رسیده بود که مدیر گفت جونگ کوک پدرت زنگ زد گفت مراقب خواهرت هانا باشی
+منمیتونم مراقب خودم باشم .
^دستور پدرتون بود
یهو بچه ها جیغ کشیدن
تو خواهر کوکی
+ناتنی
£میشه اینو بهش بدی
+باشه
ازش گرفتم یه جعبه بود
وارد کلاس شدم همه دورم جمع شدن حتی معلم گفت کنار داداشت بشین..
+ای تف تو زندگی
رفتم کنار کوک نشستم سرمو گذاشتم رو میز و سیاهی..
_هانا. هانا
+هوم ... /خوابآلود/
_پاشو زنگ خورد
+هااا
بلند شدم یوری آمد پیشم گفت.
×هانا بیا بریم سرف دیگه
+دارم میاممم /بلند/
+جونگ کوک تو نمیای
_نع
+اوکی
رفتم سرف پیش یوری نشستم یوری گفت
×هانا همه فهمیدن خواهر جونگ کوکی میخوای چیکار کنی
+سوال خوبی بود ولی نمی دونم عررر چه گوهی بخورم
یهو یه چیزی از جیبم بیرون آمد
×هانا این چیه
+چی
×این
+اها آین یکی از بچه ها داد گفت بده به کوک
×بازش کردی ببینی توش چیه/خنده شیطانی/
+نه...
- ۱۶.۵k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط