برآدر ناتن بد
بــرآدر نـاتـنـے بــد🎀
p¹¹
_برو اون ور
+یوک!!
_برو دیگه..
+چرااا؟
_میخوام بشینم
+خب پاشوده بخور
_بز قرار بود بزاری از نودل هات بخورم
+یادمه شرط گذاشتم.
_خب شرط چیع
+اوممم. ماشینتو بده من
_فکرشم نکن
+چراا
_دوست ندارم بهت بدم خرابش میکنی
+نمیخوام بخورمش کععع
_نع
+پس منم بهت نودل نمیدم
_یه چیزه دیگه بگو
+نعع فقط همین تمام
_هانا
+من نمیشنوم
یهو جونگکوک رفت
*چی داره کجا میره بپرسم نه بابا ولش کن مگه نودل نمیخواست *
+کجا میری
جواب نداد
+ای خدا بیا بابا بگیر
یهو یه ذوق اومد تو چشماش اومد
پاشدم رفتم
که گفت
_هانا تو نمیخوری؟
+نع من اشتها ندارم /اروم/
رفتن سمت اتاقم خودمو پرت کردم رو تخت
+ای بابا آخه آخه چراااا
"ویو جونگکوک "
بعد از این که هانا رفت احساس میکنم خیلی ناراحت بود
برای همین رفتم سمت اتاقش
درو باز کردم و وارد اتاقش شدم
+اینجا تویله نیست که در نمیزنی /ناراحت/
_ببخشید هانا چرا ناراحتی
+چی ناراحت در من ناراحتی میبینی/لبخند درد ناک/
_هانا
...
p¹¹
_برو اون ور
+یوک!!
_برو دیگه..
+چرااا؟
_میخوام بشینم
+خب پاشوده بخور
_بز قرار بود بزاری از نودل هات بخورم
+یادمه شرط گذاشتم.
_خب شرط چیع
+اوممم. ماشینتو بده من
_فکرشم نکن
+چراا
_دوست ندارم بهت بدم خرابش میکنی
+نمیخوام بخورمش کععع
_نع
+پس منم بهت نودل نمیدم
_یه چیزه دیگه بگو
+نعع فقط همین تمام
_هانا
+من نمیشنوم
یهو جونگکوک رفت
*چی داره کجا میره بپرسم نه بابا ولش کن مگه نودل نمیخواست *
+کجا میری
جواب نداد
+ای خدا بیا بابا بگیر
یهو یه ذوق اومد تو چشماش اومد
پاشدم رفتم
که گفت
_هانا تو نمیخوری؟
+نع من اشتها ندارم /اروم/
رفتن سمت اتاقم خودمو پرت کردم رو تخت
+ای بابا آخه آخه چراااا
"ویو جونگکوک "
بعد از این که هانا رفت احساس میکنم خیلی ناراحت بود
برای همین رفتم سمت اتاقش
درو باز کردم و وارد اتاقش شدم
+اینجا تویله نیست که در نمیزنی /ناراحت/
_ببخشید هانا چرا ناراحتی
+چی ناراحت در من ناراحتی میبینی/لبخند درد ناک/
_هانا
...
- ۳.۴k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط