{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم ...

مادرم ...
پلنگی که می‌‌غرید
از اسارتِ زنانگی
از وحشِ خرافات
از دردِ سنت ها
پلنگی که غرید و مرا روانه ی این سرزمین کرد
من ...
بچه پلنگی
که اهلی این آب و خاک نمی‌‌شود
می‌ غرّد
و مادرش را می‌‌خواهد
دیدگاه ها (۱)

معجزه یعنی در محال ترین جای ممکن به گذارت ، گذر کنم !!معجزه...

دروغ، دیواری ستکه هر صبح آجرهایش را می چینی.بنای بی حواس من!...

مثل هزار تکه شیشهپاشیده‌ام روی آسفالتتا ذهنِ رهگذر را پر کنم...

منو خواهرام همین الان یهویی

صدای زنان، حافظه‌ی این سرزمین به شمار می‌رود. صدا صرفاً پدید...

✲ گاهی بعضی فیلم‌ها را نمی‌شود فقط «تماشا» کرد ،بلکه باید با...

دلم تابستان می‌خواهدتابستان واقعی، بدون درد، بدون این همه دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط