{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا ز دامان شبم صبح قیامت ندمید

تا ز دامان شبم صبح قیامت ندمید
با که گویم که چراغ شب تارم نشدی
دیدگاه ها (۱)

صدف خالی افتاده به ساحل بودمچون گهر زینت آغوش و کنارم نشدی

بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادی خاطر اندوه گزارم نشدی

.تــا صبـح قیـامت بر هلهله کننـدگانِ شب ۹ اسفند لـعنت....🇮🇷 ...

چشم بگشودم و دیدم ز پس صبح شبابروز پیری به لباس شب تار آمده ...

#شعر_قدیمی 🍂با آن که دلم از غم هجرت خون استشادی به غمِ توام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط