{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست

آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست
پنداشت که مهلتی و تأخیری هست
گو میخ مزن که خیمه می‌باید کند
گو رخت پهن مکن که بار می‌باید بست

/ سعید
دیدگاه ها (۲)

اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام من رعد و برق و زلزله‌ام؛ ناگ...

یه روزی یه دل اومد توی زمین همه جا خوبی بود و صلح و صفا خنده...

چون ما و شما مقارب یکدگریمبه زان بود که پرده‌ی هم ندریمای خو...

می روم تا درو کنم خود را از زنانی که خیس پاییزند از زنانی ...

# غیر خدا و دل خونین کس ندانست # میان زمین و آسمان آبی چه سر...

# غیر خدا و دل خونین کس ندانست # میان زمین و آسمان آبی چه سر...

گاهی مسیر جاده به بن بست می‌رودگاهی تمام حادثه از دست می‌رود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط