بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتن
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
مثل پائیز در این فصل خزان خواهم مرد
تو که رفتی همه شعرمن از غم پرشد
غم شعرم نکشد از غم تو خواهم مرد
می روم سمت همان جاده هایی که گرفتند تو را
خوب میدانم همینجا لب جاده ها خواهم مرد
دیدگاه ها (۱)

چه کارسختی است... ‎فروبردن دوستت دارمهایی که چون بغضی بزرگ خ...

بارانی ام…پره های چتر لای خاطره گیر کرده است…پرنده توی گلویم...

وَ من به یکباره یاد گرفتم ...دیگر کسی رو دوست نداشته باشم..ب...

واسه اونی که دوستش داری وقت بذار...نذار به نبودنت عادت کنهنذ...

مثل تو..

#طلوعِ‌چشمهایت...به خیالم می‌روی و از یاد خواهم برد نگاه ملی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط