گاه میاندیشم

گاه می‌اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می‌گوید؟

آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می‌شنوی
روی زیبای تو را
کاشکی می‌دیدم

شانه بالازدنت را _ بی قید _
و تکان دادن دستت که _ مهم نیست زیاد _
و تکان دادن سر را که «عجیب! عاقبت مُرد؟ افسوس!»
کاشکی می‌دیدم

با خود می‌گویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد؟

#حميد_مصدق
دیدگاه ها (۰)

گفتی پاییز را دوست داریمی‌دانستم با او نسبتی داری...هر دو مه...

پیش از توهندیان و پارسیان و چینیان و مصریانهر کدام تقویم ‌ها...

به “دوست داشتنت” متهممبه این جرم افتخار می‌کنمو به فراموش نک...

محل درمان: چشمه ی آب"سنگهای زمردین"جایی در قلب جنگل ممنوعه، ...

#داستان_کوتاه_آموزنده جنازه ای که زنده شد❗️حاج حسین گنابادی ...

عشـق تحقیر شده 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼⏜۪۪۪︵‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط