{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جنازه ی پسرشون رو که آوردند

جنازه ی پسرشون رو که آوردند
چیزی جز دو سه کیلو استخون نبود.
پدر سرش رو بالا گرفت و گفت:
حاج خانم غصه نخوری ها!!!
دقیقا وزن همون روزیه که خدا بهمون هدیه دادش...


#اللهم_ارزقنا_توفیق_الشهاده_فی_سبیلک
دیدگاه ها (۱)

مربی موتور سوار

Otagh baghli Part⁶¹ «از زبانِ راوی »تهیونگ تک خنده ای کرد و ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۵ | اولین اعتمادچراغ‌ها هنوز خام...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_29🍷🎸"عمارت آرمان"از ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁹ویو: جونگ‌کوکچند دقیقه گذشت.هنوز...

💜✨ ~ آپدیت اکانت Google Gemini³ 💜 ✨🎥 ترجمه ویدیو | BTS × Goo...

پارت ۱۶۳.۲.۱.اکشننننن🐺🦷پدر عسل چند ثانیه بهش خیره موند و بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط