Part ...
Part:48. #ریاست.عشق
با رد شدن سریع کامیون از پشت سرم برگشتم
و با شی غرق در خون روی زمین مواجه شدم
صاحب کامیون و چندتا ره گذر اومدن بالای سرش
یکی زنگ زد به پلیس یکی دیگه به آمبولانس
سرجام میخکوب شده بودم و فقط چشم دوخته بودم به شی
می تونستم از واکنش فردی که نبضش و چک می کرد بفهمم که اون مرده
....
ویو بیمارستان
پدر و مادر شی و اون دختره اومده بودن
جنازه شی رو از اتاق سمت سرد خونه بردن
صدای فریاد ها و گریه هاشون کل سالن رو برداشته بود
مامور &خانم واقعا بابت مرگ همسرتون متاسفم امید وارم غم اخرتون باشه
+ممنون
&از اونجایی که شما همسر ایشون هستید
باید کارهای شکایت از کامیون سوار رو انجام بدید
+من هیچ شکایتی ندارم
مادر شی_چی می گی زده به سرت اون پسرمو کشت
+ این به شما مربوط نیست من از اون شکایتی ندارم این یه اتفاق بود پس دلیلی نمی بینم یه نفر بی گناه سرش بری.ده شه
_دختره عوضی می کشمت تو از همون اول هم می خواستی پسر من بمیره (داد)
+بهتره خانم رو ببرید ظاهرن حالشون خوب نیست
پدرش مادرش رو از بیمارستان برد بیرون
که صاحب کامیون با مامور اومدن سمتم
صاحب کامیون&واقعا ازتون ممنون ، مرگ همسرتون تقصیر من بود ولی شما منو بخشیدید واقعا ممنونم
در واقع من ازت ممنونم حالا که اون مرده
هیچ کس نمی تونه مانع رفتنم به کره بشه
برمیگردم کره و انتقامم و می گیرم
با رد شدن سریع کامیون از پشت سرم برگشتم
و با شی غرق در خون روی زمین مواجه شدم
صاحب کامیون و چندتا ره گذر اومدن بالای سرش
یکی زنگ زد به پلیس یکی دیگه به آمبولانس
سرجام میخکوب شده بودم و فقط چشم دوخته بودم به شی
می تونستم از واکنش فردی که نبضش و چک می کرد بفهمم که اون مرده
....
ویو بیمارستان
پدر و مادر شی و اون دختره اومده بودن
جنازه شی رو از اتاق سمت سرد خونه بردن
صدای فریاد ها و گریه هاشون کل سالن رو برداشته بود
مامور &خانم واقعا بابت مرگ همسرتون متاسفم امید وارم غم اخرتون باشه
+ممنون
&از اونجایی که شما همسر ایشون هستید
باید کارهای شکایت از کامیون سوار رو انجام بدید
+من هیچ شکایتی ندارم
مادر شی_چی می گی زده به سرت اون پسرمو کشت
+ این به شما مربوط نیست من از اون شکایتی ندارم این یه اتفاق بود پس دلیلی نمی بینم یه نفر بی گناه سرش بری.ده شه
_دختره عوضی می کشمت تو از همون اول هم می خواستی پسر من بمیره (داد)
+بهتره خانم رو ببرید ظاهرن حالشون خوب نیست
پدرش مادرش رو از بیمارستان برد بیرون
که صاحب کامیون با مامور اومدن سمتم
صاحب کامیون&واقعا ازتون ممنون ، مرگ همسرتون تقصیر من بود ولی شما منو بخشیدید واقعا ممنونم
در واقع من ازت ممنونم حالا که اون مرده
هیچ کس نمی تونه مانع رفتنم به کره بشه
برمیگردم کره و انتقامم و می گیرم
- ۱۴۹
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط