{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ابتدایی خوانده ام داستان چوپان دروغگو را

در ابتدایی خوانده ام داستان چوپان دروغگو را

اما حالا حسنک آن طرف با گوسفندان همنشین است

و چوپان دروغگو این طرف به گرگ ها اسکان می دهد
دیدگاه ها (۱)

سحر تو راهه و تو دوباره بی تابی چه مرگته دل من چرا نمیخوابی ...

خواستم بگویماما نشددیدم خاطره شد از همان لحظه شروعجایی مثلنق...

ﺟﻤﻠﻪ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ :.ﺍﻭﻣﺪﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ ....ﯾﺎ ﻣﯿﺸﻪ ﻓ...

گفته بودی تا شقایق هست زندگی باید کرد...خبرے از دل پر درد گل...

گوسفند تمام عمرش از گرگ می‌ترسیداما این چوپان بود که سرش را ...

گوسفند تمام عمرش از گرگ می‌ترسیداما این چوپان بود که سرش را ...

گرگ دراین نمایش،نقشه میکشد،به گله خود،یادمیدهد،که چوپان رادر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط