OC گاچیاکوتا
بالاخره اوسی گاچیاکوتامو درست کردم.*یه بار پستش کردم ولی گزارش شد. میزاشتین حداقل ۳ دقیقه بگذره از پست کردنم بعد گزارش کنین*
بدون بیس و قالب
مشخصات :
اسم : لیورا
فامیل : سوربرک
سن : ۲۳
قد : ۱۶۶
تایپ : INFJ
خانواده: پدر : مرده
مادر : مرده
مادر خوانده: مرده
برادر : رودو سوربرک(۱۵ ساله)
شیپ : انجین
شغل : پاکساز
تیم : آکوتا
ابزار حیاتی : تایمین(Timin)~از سری نگهبانه. نحوه کار : از اون سه تا توپ به عنوان سلاح استفاده میکنه. اون توپ هارو هم میشه با دست پرتاب کردن هم با پا شوت کرد ولی لیورا بیشتر با پاش شوت میکنه. توپ ها دوتا قابلیت دارن. به خاطر تیغه های روی توپ ها یه سلاح آسیب زننده هستن. جدای از اون هر توپ توانایی ویژه خودش را داره. توپ ثانیه میتونه سرعت را زیاد کنه. توپ دقیقه میتونه زمان را متوقف کنه و توپ ساعت میتونه سرعتو کند کنه*هر چیزی که به توپ برخورد کرده. کنترلش هم با خود لیوراست*متوقف کردن زمان خیلی انرژی میبره پس لیورا معمولا ازش استفاده نمیکنه و به عنوان آخرین راه چاره نگهش میداره. وقتی زمان را برای جسمی بیشتر از ۳ دقیقه متوقف کنه مثل رودو خون دماغ و بعد بیهوش میشه.
مهارت : مبارزه_ تعمیرات*مثل رودو*_ خیاطی و طراحی لباس_ سرعت بالا_ بینایی قوی_ صحبت با زبان اشاره*کسایی که اشاره ای از علاقه را دیده باشن میدونن زبان اشاره خیلی سخته*
علایق : داداشش_ پاکسازی_ ساعتش_ خیاطی_ قدم زدن_ گل ها_ حیوانات
تنفرات : مردم شهر آسمانی_ فرشته*منظورم کسیه که رگتو را کشت*_ غارتگران_ تبعیض_ بی ارزش کردن آدما_ هانجو ها
اخلاق : معمولا ساکت و آرومه_ منظمه_ احساسیه ولی به وقتش منطقی عمل میکنه_ به رودو خیلی اهمیت میده و همیشه از رودو محافظت میکنه_ کم حرفه_ مهربونه_ دلسوزه_ فداکاره_ قویه_ با وجود اینکه آروم و کم حرفه گاهی اوقات پیش افرادی که باهاشون صمیمی است میتونه خیلی پرحرف،شیطون و بازیگوش بشه_ تو موقعیت های حساس خیلی تیزبین،باهوش و خونسرد میمونه و بقیه رو راهنمایی میکنه_ بیشتر اوقات یه لبخند آروم رو لبش داره_ راحت عصبانی نمیشه ولی اگر عصبانی بشه حتی ممکنه قاتل هم بشه*البته معمولا سریع جلوی خودشو میگیره*(خط قرمزشم اطرافیانش هستن. کسی حق نداره به اطرافیانش آسیب بزنه)_ توانایی زیادی توی درک و فهمدین موقعیت و شرایط اطرافش داره_ معمولا ضعف از خودش نشون نمیده ولی ممکنه گاهی اوقات کنار افرادی که بهشون اعتماد داره یکم آسیب پذیری نشون بده یا وقتی که نگران یکی از عزیزانش میشه_ وقتی ازش تعریف میکنن یا بهش محبت میکنن خجالت میکشه_ ساکت و درونگراست ولی به این معنی نیست که نتونه حرفش را بزنه و بزدل باشه_ وقتی کسی را دوست داره از طریق کارهاش علاقه اش را نشون میده
گذشته : لیورا خواهر بزرگ تره رودوعه و ۸ سال ازش بزرگتره. البته لیورا و رودو از پدر یکی هستن و مادراشون متفاوته. پدر لیورا یه عوضی تمام عیار بوده ولی مادرش خیلی زن مهربون و آرومی بوده. پدر لیورا همیشه لیورا و مادرش را اذیت میکرد. مادر لیورا وقتی لیورا ۴ سالش بوده به خاطر بیماری میمیره و بعد از اون لیورا تنها میمونه و پدرش هم رسما نادیده اش میگیره فقط گاهی که اعصابش خورد بوده از لیورا به عنوان کیسه بوکس استفاده میکنه. در همین حین مردم زاغه نشین هم به خاطر پدرش(هنوز قاتل نبوده ولی چون عوضی بوده مردم ازش بدشون میومد) و هم به خاطر ظاهرش اذیتش میکردن لیورا هم برای اینکه دیگه به ظاهرش گیر ندن برای خودش یه ماسک درست میکنه و به صورتش میزنه. اون ماسک را همیشه رو صورتش نگه میداره و دیگه هم حرف نمیزنه*فقط گاهی اوقات با زبان اشاره. البته رودو و رگتو استثنا هستند و با اونها بیشتر از بقیه با زبان اشاره حرف میزد*وقتی لیورا ۷ ساله میشه پدرش یه زن دیگه میگیره*مادر رودو* و تو ۸ سالگیش هم رودو به دنیا میاد ولی مادر رودو موقع زایمان میمیره. پدرشون هم طبیعتا مثل همیشه به هیچی اهمیت نمیده پس لیورا از رودو مراقبت میکنه و تو ۱۰ سالگی هم پدرشون به جرم قتل به گودال پرت میشه. بعد از اون لیورا تمام تلاشش را میکنه که از رودو مواظبت کنه ولی درمورد درد دست رودو نمیتونه هیچکاری بکنه. همچنین تا جایی که میتونست جلوی اذیت کردن رودو را میگرفت ولی خب همیشه پیش رودو نبود پس نمیتونست همیشه ازش محافظت کنه*باید کار میکرده دیگه*تا اینکه رگتو میاد سرپرستی جفتشون را میگیره و ازشون مراقبت میکنه. رگتو را هم لیورا و هم رودو واقعا دوست داشتن تا اینکه اون قاتل میاد رگتو را میکشه.
قتل رگتو،پرتاب شدنش به پایین و عضویتش در پاکسازان : https://wisgoon.com/p/BAIFGC3ITQ
بدون بیس و قالب
مشخصات :
اسم : لیورا
فامیل : سوربرک
سن : ۲۳
قد : ۱۶۶
تایپ : INFJ
خانواده: پدر : مرده
مادر : مرده
مادر خوانده: مرده
برادر : رودو سوربرک(۱۵ ساله)
شیپ : انجین
شغل : پاکساز
تیم : آکوتا
ابزار حیاتی : تایمین(Timin)~از سری نگهبانه. نحوه کار : از اون سه تا توپ به عنوان سلاح استفاده میکنه. اون توپ هارو هم میشه با دست پرتاب کردن هم با پا شوت کرد ولی لیورا بیشتر با پاش شوت میکنه. توپ ها دوتا قابلیت دارن. به خاطر تیغه های روی توپ ها یه سلاح آسیب زننده هستن. جدای از اون هر توپ توانایی ویژه خودش را داره. توپ ثانیه میتونه سرعت را زیاد کنه. توپ دقیقه میتونه زمان را متوقف کنه و توپ ساعت میتونه سرعتو کند کنه*هر چیزی که به توپ برخورد کرده. کنترلش هم با خود لیوراست*متوقف کردن زمان خیلی انرژی میبره پس لیورا معمولا ازش استفاده نمیکنه و به عنوان آخرین راه چاره نگهش میداره. وقتی زمان را برای جسمی بیشتر از ۳ دقیقه متوقف کنه مثل رودو خون دماغ و بعد بیهوش میشه.
مهارت : مبارزه_ تعمیرات*مثل رودو*_ خیاطی و طراحی لباس_ سرعت بالا_ بینایی قوی_ صحبت با زبان اشاره*کسایی که اشاره ای از علاقه را دیده باشن میدونن زبان اشاره خیلی سخته*
علایق : داداشش_ پاکسازی_ ساعتش_ خیاطی_ قدم زدن_ گل ها_ حیوانات
تنفرات : مردم شهر آسمانی_ فرشته*منظورم کسیه که رگتو را کشت*_ غارتگران_ تبعیض_ بی ارزش کردن آدما_ هانجو ها
اخلاق : معمولا ساکت و آرومه_ منظمه_ احساسیه ولی به وقتش منطقی عمل میکنه_ به رودو خیلی اهمیت میده و همیشه از رودو محافظت میکنه_ کم حرفه_ مهربونه_ دلسوزه_ فداکاره_ قویه_ با وجود اینکه آروم و کم حرفه گاهی اوقات پیش افرادی که باهاشون صمیمی است میتونه خیلی پرحرف،شیطون و بازیگوش بشه_ تو موقعیت های حساس خیلی تیزبین،باهوش و خونسرد میمونه و بقیه رو راهنمایی میکنه_ بیشتر اوقات یه لبخند آروم رو لبش داره_ راحت عصبانی نمیشه ولی اگر عصبانی بشه حتی ممکنه قاتل هم بشه*البته معمولا سریع جلوی خودشو میگیره*(خط قرمزشم اطرافیانش هستن. کسی حق نداره به اطرافیانش آسیب بزنه)_ توانایی زیادی توی درک و فهمدین موقعیت و شرایط اطرافش داره_ معمولا ضعف از خودش نشون نمیده ولی ممکنه گاهی اوقات کنار افرادی که بهشون اعتماد داره یکم آسیب پذیری نشون بده یا وقتی که نگران یکی از عزیزانش میشه_ وقتی ازش تعریف میکنن یا بهش محبت میکنن خجالت میکشه_ ساکت و درونگراست ولی به این معنی نیست که نتونه حرفش را بزنه و بزدل باشه_ وقتی کسی را دوست داره از طریق کارهاش علاقه اش را نشون میده
گذشته : لیورا خواهر بزرگ تره رودوعه و ۸ سال ازش بزرگتره. البته لیورا و رودو از پدر یکی هستن و مادراشون متفاوته. پدر لیورا یه عوضی تمام عیار بوده ولی مادرش خیلی زن مهربون و آرومی بوده. پدر لیورا همیشه لیورا و مادرش را اذیت میکرد. مادر لیورا وقتی لیورا ۴ سالش بوده به خاطر بیماری میمیره و بعد از اون لیورا تنها میمونه و پدرش هم رسما نادیده اش میگیره فقط گاهی که اعصابش خورد بوده از لیورا به عنوان کیسه بوکس استفاده میکنه. در همین حین مردم زاغه نشین هم به خاطر پدرش(هنوز قاتل نبوده ولی چون عوضی بوده مردم ازش بدشون میومد) و هم به خاطر ظاهرش اذیتش میکردن لیورا هم برای اینکه دیگه به ظاهرش گیر ندن برای خودش یه ماسک درست میکنه و به صورتش میزنه. اون ماسک را همیشه رو صورتش نگه میداره و دیگه هم حرف نمیزنه*فقط گاهی اوقات با زبان اشاره. البته رودو و رگتو استثنا هستند و با اونها بیشتر از بقیه با زبان اشاره حرف میزد*وقتی لیورا ۷ ساله میشه پدرش یه زن دیگه میگیره*مادر رودو* و تو ۸ سالگیش هم رودو به دنیا میاد ولی مادر رودو موقع زایمان میمیره. پدرشون هم طبیعتا مثل همیشه به هیچی اهمیت نمیده پس لیورا از رودو مراقبت میکنه و تو ۱۰ سالگی هم پدرشون به جرم قتل به گودال پرت میشه. بعد از اون لیورا تمام تلاشش را میکنه که از رودو مواظبت کنه ولی درمورد درد دست رودو نمیتونه هیچکاری بکنه. همچنین تا جایی که میتونست جلوی اذیت کردن رودو را میگرفت ولی خب همیشه پیش رودو نبود پس نمیتونست همیشه ازش محافظت کنه*باید کار میکرده دیگه*تا اینکه رگتو میاد سرپرستی جفتشون را میگیره و ازشون مراقبت میکنه. رگتو را هم لیورا و هم رودو واقعا دوست داشتن تا اینکه اون قاتل میاد رگتو را میکشه.
قتل رگتو،پرتاب شدنش به پایین و عضویتش در پاکسازان : https://wisgoon.com/p/BAIFGC3ITQ
- ۳.۳k
- ۰۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط