ادامه اوسیم چون همش توی یه پست جا نمیشد
ادامه اوسیم چون همش توی یه پست جا نمیشد
قتل رگتو،پرتاب شدنش به پایین و عضویتش توی پاکسازان : موقع قتل رگتو،لیورا رفته بود کار کنه*برای خودش یه تعمیرگاه زده بود*وقتی خبر قتل رگتو و دستگیری رودو بهش میرسه که دیگه داشتن رودو را پرت میکردن پایین. لیورا با تمام توانش میره که جلوشون را بگیره ولی دیر میرسه و فقط به لحظه پرت کرد رودو میرسه. شوک خیلی زیادی از قتل رگتو و پرت شدن رودو به لیورا وارد میشه و لیورا تقریبا برای ۴ هفته فقط یه مرده متحرک میشه ولی کم کم به خودش میاد و تصمیم میگیره که دنبال قاتل واقعی بگرده*طبیعتا قبول نداشته که رودو قاتل بوده*پس شروع میکنه به تحقیق و پرس و جو از همه. به نتایج دقیقی نمیرسه ولی میفهمه که کمی قبل از قتل رگتو یه فرد ناشناس به خونشون رفته. همینطور اون فرد ناشناس حدود ۱ دقیقه بعد از اینکه رودو وارد خونه میشه از خونه بیرون میره. و همچنین میفهمه رودو فقط ۵ دقیقه توی خونه بوده و بعد دستگیرش کردن. قبل از اون رودو بیرون از خونه بوده. پس مطمئن میشه که رودو قاتل نبوده و قتل کار اون فرد ناشناس بوده ولی هیچ نشونه ای از اون فرد ناشناس نداشته و فقط یه مشخصات کمی درمورد ماسک عجیبی که داشتا میفهمه. همینطوری که ذهنش درگیر قتل رگتو بوده ذهنش درگیر گودال هم میشه و اینکه اونجا اصلا کجاست و آیا کسایی که پرت میشن زنده میمونن یا نه. میره لب گودال همینجوری قدم میزنه و پایین نگاه میکنه ولی یهو یکی از پشت هلش میده و لیورا هم میوفته توی گودال*حدود ۵ هفته بعد از قتل رگتو و پرت شدن رودو به پایین*موقع سقوطش ماسک روی صورت فرد را تشخیص میده. دقیقا مثل ماسک قاتل رگتو بوده. لیورا هم مثل رودو از سقوط زنده میمونه و از شانسش میوفته تو همون منطقه آلوده ای که افراد پاکسازان بعد از درگیری با غارتگران تو هانجو اونجا بودن. و خب افراد پاکسازان هم سقوطش را میبینن*البته از دور*ولی متوجه اینکه لیورا تکون میخوره میشن پس یه گروه از افراد اعزامی که دنبال انجین اینا اومده بودن میرن سمت لیورا و لیورا را با خودشون میارن. طبیعتا لیورا اول مقاومت میکنه و اعتماد نمیکنه ولی هوای سمی منطقه آلوده باعث میشه حالش بد بشه در نتیجه با اونا همراه میشه و میره پیش بقیه اعضای پاکسازان*تو همون منطقه آلوده*اونجا رودو رو که میبینه کلا برگاش میریزه فکر میکنه توهم زده ولی وقتی میفهمه خود رودوعه خیلی خوشحال میشه و خب طبیعتا رودو را محکم بغل میکنه. رودو هم که کلا تو شوکه که لیورا این پایین چیکار میکنه. بقیه هم تو شوک*کلا دوست دارم همه شوکه باشن😂* اینن که این غریبه کیو یهو اومده رودوی بداخلاقو بغل میکنه و از همه مهم تر رودو هیچ اعتراضی نمیکنه*رودو هیچوقت به محبت لیورا نه نمیگه*آره دیگه خلاصه وقتی میفهمن لیورا خواهر رودوعه یه دور دیگه همه برگاشون میریزه و با اصرار رودو*رودو ازشون خواهی میکنه. عجیبا غریبا*لیورا رو با خودشون به مقر پاکسازان میبرن. لیورا هم میره مقر پاکسازان و اونجا بقیه متوجه ساعت لیورا و اینکه اونم از سری نگهبانه میشن پس احتمال میدن که لیورا هم یه گیور باشه. لیورا هم یه چند بار امتحان میکنه و ابزار حیاتیش فعال میشه و به پاکسازان ملحق میشه.
یه نکته اینکه لیورا از وقتی که شروع به ماسک زدن کردن دیگه هیچوقت ماسکشو در نیاورد یا حرف نزد طوری که حتی رگتو و رودو هم چهره لیورا رو ندیده بودن و صداشو نشنیده بودن. البته دلیل ماسک زدن لیورا را میدونست. و از وقتی هم که افتاده بود پایین باز هم حرفی نمیزد یا ماسکش را در نمیاورد برای همین برای بقیه*به خصوص ریو و انجین*سوال بود که چرا ماسک میزنه و حرف نمیزنه. اول فکر میکردن لاله ولی رودو گفتش که لال نیست پس از رودو علتش را میپرسن رودو هم میگه که خودشم دقیق نمیدونه فقط میدونه که وقتی لیورا بچه بوده اذیتش میکردن به خاطر همین ماسک زده و دیگه حرف نزده. بقیه هم تصور میکنن که لیورا اینکارو کرده چون احتمالا یه زخم گنده رو صورتش داره و صورتش زشته و صداش خیلی خشدار و زشته. البته کنجکاوی ریو و گیتا آروم نمیشه پس کلی به لیورا اصرار میکنن که ماسکشو در بیاره آخر سرم انجین از پشت با یه خنده میگا اینجا کسی به خاطر ظاهرش قضاوت میشه. لیورا هم با یه آه جان سوز ماسکش را در میاره و میگه حالا خیالتون راحت شد؟ و بقیه یه دور دیگه برگاشون میریزه*چون تصور میکردن لیورا خیلی زشت و بدصدا باشه ولی برخلاف تصورشون لیورا هم خوشگل بود هم خوش صدا*آخرشم انجین به رودو میگه مردم اون بالا دیوونه ان؟رودو هم که داره تلاش میکنه با چهره و صدای خواهرش کنار بیاد با یه قیافه دیگه نمیکشم میگه آره احتمالا*کلا باید یه طنزم داشته باشه😂*
به نظرتون صحنه در آوردن ماسکشو سناریو بکنم؟
قتل رگتو،پرتاب شدنش به پایین و عضویتش توی پاکسازان : موقع قتل رگتو،لیورا رفته بود کار کنه*برای خودش یه تعمیرگاه زده بود*وقتی خبر قتل رگتو و دستگیری رودو بهش میرسه که دیگه داشتن رودو را پرت میکردن پایین. لیورا با تمام توانش میره که جلوشون را بگیره ولی دیر میرسه و فقط به لحظه پرت کرد رودو میرسه. شوک خیلی زیادی از قتل رگتو و پرت شدن رودو به لیورا وارد میشه و لیورا تقریبا برای ۴ هفته فقط یه مرده متحرک میشه ولی کم کم به خودش میاد و تصمیم میگیره که دنبال قاتل واقعی بگرده*طبیعتا قبول نداشته که رودو قاتل بوده*پس شروع میکنه به تحقیق و پرس و جو از همه. به نتایج دقیقی نمیرسه ولی میفهمه که کمی قبل از قتل رگتو یه فرد ناشناس به خونشون رفته. همینطور اون فرد ناشناس حدود ۱ دقیقه بعد از اینکه رودو وارد خونه میشه از خونه بیرون میره. و همچنین میفهمه رودو فقط ۵ دقیقه توی خونه بوده و بعد دستگیرش کردن. قبل از اون رودو بیرون از خونه بوده. پس مطمئن میشه که رودو قاتل نبوده و قتل کار اون فرد ناشناس بوده ولی هیچ نشونه ای از اون فرد ناشناس نداشته و فقط یه مشخصات کمی درمورد ماسک عجیبی که داشتا میفهمه. همینطوری که ذهنش درگیر قتل رگتو بوده ذهنش درگیر گودال هم میشه و اینکه اونجا اصلا کجاست و آیا کسایی که پرت میشن زنده میمونن یا نه. میره لب گودال همینجوری قدم میزنه و پایین نگاه میکنه ولی یهو یکی از پشت هلش میده و لیورا هم میوفته توی گودال*حدود ۵ هفته بعد از قتل رگتو و پرت شدن رودو به پایین*موقع سقوطش ماسک روی صورت فرد را تشخیص میده. دقیقا مثل ماسک قاتل رگتو بوده. لیورا هم مثل رودو از سقوط زنده میمونه و از شانسش میوفته تو همون منطقه آلوده ای که افراد پاکسازان بعد از درگیری با غارتگران تو هانجو اونجا بودن. و خب افراد پاکسازان هم سقوطش را میبینن*البته از دور*ولی متوجه اینکه لیورا تکون میخوره میشن پس یه گروه از افراد اعزامی که دنبال انجین اینا اومده بودن میرن سمت لیورا و لیورا را با خودشون میارن. طبیعتا لیورا اول مقاومت میکنه و اعتماد نمیکنه ولی هوای سمی منطقه آلوده باعث میشه حالش بد بشه در نتیجه با اونا همراه میشه و میره پیش بقیه اعضای پاکسازان*تو همون منطقه آلوده*اونجا رودو رو که میبینه کلا برگاش میریزه فکر میکنه توهم زده ولی وقتی میفهمه خود رودوعه خیلی خوشحال میشه و خب طبیعتا رودو را محکم بغل میکنه. رودو هم که کلا تو شوکه که لیورا این پایین چیکار میکنه. بقیه هم تو شوک*کلا دوست دارم همه شوکه باشن😂* اینن که این غریبه کیو یهو اومده رودوی بداخلاقو بغل میکنه و از همه مهم تر رودو هیچ اعتراضی نمیکنه*رودو هیچوقت به محبت لیورا نه نمیگه*آره دیگه خلاصه وقتی میفهمن لیورا خواهر رودوعه یه دور دیگه همه برگاشون میریزه و با اصرار رودو*رودو ازشون خواهی میکنه. عجیبا غریبا*لیورا رو با خودشون به مقر پاکسازان میبرن. لیورا هم میره مقر پاکسازان و اونجا بقیه متوجه ساعت لیورا و اینکه اونم از سری نگهبانه میشن پس احتمال میدن که لیورا هم یه گیور باشه. لیورا هم یه چند بار امتحان میکنه و ابزار حیاتیش فعال میشه و به پاکسازان ملحق میشه.
یه نکته اینکه لیورا از وقتی که شروع به ماسک زدن کردن دیگه هیچوقت ماسکشو در نیاورد یا حرف نزد طوری که حتی رگتو و رودو هم چهره لیورا رو ندیده بودن و صداشو نشنیده بودن. البته دلیل ماسک زدن لیورا را میدونست. و از وقتی هم که افتاده بود پایین باز هم حرفی نمیزد یا ماسکش را در نمیاورد برای همین برای بقیه*به خصوص ریو و انجین*سوال بود که چرا ماسک میزنه و حرف نمیزنه. اول فکر میکردن لاله ولی رودو گفتش که لال نیست پس از رودو علتش را میپرسن رودو هم میگه که خودشم دقیق نمیدونه فقط میدونه که وقتی لیورا بچه بوده اذیتش میکردن به خاطر همین ماسک زده و دیگه حرف نزده. بقیه هم تصور میکنن که لیورا اینکارو کرده چون احتمالا یه زخم گنده رو صورتش داره و صورتش زشته و صداش خیلی خشدار و زشته. البته کنجکاوی ریو و گیتا آروم نمیشه پس کلی به لیورا اصرار میکنن که ماسکشو در بیاره آخر سرم انجین از پشت با یه خنده میگا اینجا کسی به خاطر ظاهرش قضاوت میشه. لیورا هم با یه آه جان سوز ماسکش را در میاره و میگه حالا خیالتون راحت شد؟ و بقیه یه دور دیگه برگاشون میریزه*چون تصور میکردن لیورا خیلی زشت و بدصدا باشه ولی برخلاف تصورشون لیورا هم خوشگل بود هم خوش صدا*آخرشم انجین به رودو میگه مردم اون بالا دیوونه ان؟رودو هم که داره تلاش میکنه با چهره و صدای خواهرش کنار بیاد با یه قیافه دیگه نمیکشم میگه آره احتمالا*کلا باید یه طنزم داشته باشه😂*
به نظرتون صحنه در آوردن ماسکشو سناریو بکنم؟
- ۳.۶k
- ۰۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط