{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیف نون می ره هتل

حیف نون می ره هتل
صبح روز اول می ره توی رستوران هتل صبحانه بخوره
می بینه روی تابلو نوشته: “از ساعت ۷ الی ۱۱ صبحانه…
از ساعت ۱۱ الی ۵ ناهار و از ساعت ۵ الی ۱۱ شب شام سرو می شود…”
پیش خودش می گه: پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
دیدگاه ها (۳)

سه دزد بزدزد رفتن بزدزدی یه دزد بزدزد دو بز دزدید دو دزد بزد...

عشق ...مزیت دو فردی است که دائم ؛ سبب رنج و اندوه یکدیگر می ...

ﻣﻦ ﻓﻠﺞ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﻃﺎﻥ ...

فرق

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:⁴⁶سوار ماشین شدن و تهیونگ مشغول رانندگی شد ...

عشق سبز و صورتی

همخونه اجباری... پارت ۱۴۳«ویو بوراک»ظهر...همه توی سالن کنفرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط