{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای قصه ای که با

برای قصه ای که با
“یکی بود و یکی نبود” شروع میشود
پایانی بهتر از
آوارگی کلاغ نمی توان نوشت . . .
دیدگاه ها (۱)

خخخخخ

;-)

خدایا....

:-(

کسی که واقعا تورو بخواد، نمی‌تونه ثانیه‌ای روبا یکی دیگه بگذ...

کریمه ی اهل بیت🖤

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

سلام به روی ماهتون!بالاخره این پیج متولد شد… راستش یه ترسی ت...

بگذر تابستانبگذر...حالِ من با تو خوب نمی‌شود،پاییز حالِ مرا ...

𓂃 ☕ به کافه ورق آخر خوش آمدید.در گوشه‌ای آرام از این دنیای ش...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

🌸 درود و مهر،با عشق و امید، صبح‌تون بخیر ❤️امروز را با دلِ گ...

شروع این قصه از خنده های تو بود 💎کاشکی یکی حریف اون چشمای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط